تعجیل در فرجش صلوات

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان (سلام الله عليه) هستيد، ملائكه ، شما را مراقبت مي كنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارند. [امام خميني (ره)]


سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهره ‏ى حق، همه ‏ى قله‏ هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشم ‏انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است. [مقام معظم رهبري]

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   راه خلاص از گرفتاري ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات براي فرج وليّ عصر (عج)؛ نه دعاي هميشگي و لقلق? زبان... بلکه دعاي با خلوص و صدق نيّت و همراه با توبه.[آيت الله العظمي محمدتقي بهجت]

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   از بس عمل به احکام دين اسلام نشده است، وقتي امام زمان(عج) تشريف مي آورند، ما فکر مي کنيم که دين جديد آورده اند. خير براي اين است که ما عمل به دين اسلام نکرده ايم[ آيت الله حق شناس]

اللهم صل علی محمد و ال محمد

یادی از شهدا

http://s2.picofile.com/file/7968454622/ebrahim_hadi.jpg

برنامه هفتگی ابا الفضلیا دهاقان

شب های جمعه 

حسینیه چهارده معصوم نهضت آباد 

سامانه پیامک3000   28  28  88   3000

جهت اطلاع از برنامه های هییت یک پیام خالی ارسال نمایید

استقبال از انتخابات 92














با معرفت یار توییم

مشتاق دیدار توییم

در فتنه عمار توییم

ما یاورت هستیم

خاک درت هستیم

سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا

ای نائب المهدی گل زهرا

دشمن شدیم بر دشمنت آقا

فصل الخطاب است گفته ات آقا ر

وز نه دی بهر ما روز بصیرت شد

تجدید میثاق یه امت با ولایت شد

بر جان و ما ولی با دیدنت دل منجلی

آقای ما سید علی

بر دشمنت لعنت بر یاورت رحمت

سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا

سیمای تو عشق جوانان است

جانت به والله جان ایران است

عطر تنت بوی شهیدان است

از ظلمت شب سوی تو ماه خراسانی

پر میزنیم و می شویم آیات قرآنی

با خنده ات محشر کنی آقا اگر لب تر کنی

گر تو هوای سر کنی خنجر به این هنجر من میزنم رهبر

سلم لمن سالمکم آقا حرب لمن حاربکم آقا

16 جمله طلایی رهبر انقلاب در حرم مطهری رضوی


* بعضی مردم خودمان وقتی به اوضاع کشور نگاه می‌کنند، فقط ضعف‌ها را می‌بینند. گرانی و افت تولید در برخی واحدهای تولیدی کشور را می‌بینند. فشارهای دشمن را می‌بینند. فقط مشکلات را مشاهده می‌کنند. این نگاه، نگاه ناقصی است. من نگاه متفاوتی دارم. من وقتی به اوضاع کشور و ملت نگاه می کنم میدان عظیم پرچالش را مشاهده میکنم که ملت ایران در این میدان به رغم دشمنان، سربلند و پیروز ظاهر شده است.


*امروز یک شبکه تبلیغاتی بسیار عظیم با هزاران رسانه از انواع گوناگون آنها مشغول به کار است برای اینکه اثبات کند در کشور ایران پیشرفتی صورت نمی‌گیرد و پیروزی‌های ملت ایران را انکار کنند و اگر ضعفی در ایران هست، بزرگ و عمده کنند و در مقابل چشم همه قرار دهند اما قوت‌ها و نقاط جوشش ملت ایران در سراسر کشور را پنهان کنند.

ادامه نوشته

بهار 92 مبارک

دوستان و بازدید کندگان عزیز  بهار نود ودو را خدمت همه ی شما تبریک میگویم 

امسال اولین سال دوری از خانواده  در کنار ملجا نورانی مولا علی موسی الرضا دعا گو هستیم 


آقا بیا ....

سربازی و  امام رضا

با سلام
 دوستان بازدید کننده شاید به علت خدمت مقدس سر بازی  کمتر بتوانم وبلاگم را بروز کنم از این بابت قبلا عذر خواهی  میکنم اما قول می دهم نایب الزیاره شما در حرم مطهر رضوی باشم  اینم بماند  اما خدایی خدمت در کنار حرم مطهر امام رضا جدای از سعادت  چه صفایی داره   هفته ای 4 تا 5 بار و کمتر و بیشتر تو حرم عشق و حال می کنی با خدای مولایت  به دوستان گفته بودم که در هیئت هفتگی دعا کنند که جای نزدیکی بیفتم   به لحاظ مشکلات خاصی که داشتم  اما    دعای دوستان در حق من به گونه ی دیگر مستجاب شد   من در نزدیکترین جای ممکن به خدایم  افتادم   خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شکرت   خداااااااااااااااااااااااااا خدایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دلللللللللللللللللللللللللللللللللم واسه سه شنبه  شب ها تنگهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه امام رضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم به خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوستان مطمئن باشید به یاد شما هستم  به یادم باشید  

نگرانی های امام زمان(عج) درباره شیعیان

حجاب و عفت: مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»
 
بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (۱)
رعایت حلال و حرام در زندگی یکی دیگر از نگرانی های امام زمان (عج) بی توجهی مردم به حلال و حرام است. یکی از دانشمندان مدت ها در آرزوی زیارت حضرت مهدی (عج) بود، برای رسیدن به این هدف زحمت های فراوان کشید از جمله علم جفر آموخته و چلّه نشینی کرده و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود. 

اما هر چه می کوشید راه به جایی نمی برد تا به او گفتند: دیدار امام زمان (عج) برای تو ممکن نیست مگر در فلان شهر. او حدود ۳۷ روز در آن شهر می ماند تا در بازار آهنگرها کنار دکان پیرمردی قفل ساز هنگامی به محضر امام زمان (عج) شرفیاب می شود که آن حضرت در کنار پیرمرد

” مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد “

قفل ساز نشسته و با او گرم گرفته بودند و سخن می گفتند. 

در همین حال می بیند پیرزنی ناتوان و قد خمیده ،عصا زنان آمده و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: «برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید. من سه شاهی پول نیاز دارم.» 

پیرمرد با کمال سادگی گفت: «این قفل دو عباسی و هشت شاهی ارزش دارد، من آن را به هفت شاهی می خرم زیرا در معامله دو عباسی بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است.» 

پیرزن با ناباوری گفت: «من التماس کرده ام اما هیچ کس راضی نشد این قفل را به سه شاهی از من خریداری کند.» سرانجام پیرمرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خرید هنگامی که پیرزن رفت امام عصر (عج) به من فرمود: «آقای عزیز! دیدی؟ اینطور باشید تا ما به سراغ شما بیاییم. چلّه نشینی لازم نیست، علم جفر سودی ندارد، علم سالم داشته باشید و مسلمان باشید. در تمام این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام چون دین دارد و خدا را می شناسد، هفته ای بر او نمی گذرد مگر اینکه من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوال پرسی می کنم.»(۲)
بی توجهی شیعیان به امام زمان(عج) مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»(۳)

ادامه نوشته

امام زمان و ماه رمضان

پیامبر می فرماید: «ماه رمضان برترین ماه سال قمری است.» هم چنین در جایی دیگر ایشان فرموده : «مهدی(عج) سید و آقاست.»

اگر امروز امام مهدی(عج) برترین و کامل ترین انسان روی زمین است و ماه رمضان هم بهترین ماه خداست، پس باید بین این دو پیوندی عمیق باشد. اگر ماه رمضان، ماه ویژه سیر و سلوک است، پس باید با امام زمان(عج) که برترین سالک و رهروی خداست، پیوندی خاص وجود داشته و بین سلوک معنوی ما در این ماه با امام زمان(عج) هم رابطه ویژه ای باشد.

در ماه رمضان سه نوع رابطه است:

• پیوند امام مهدی(عج) و ماه رمضان،

• پیوند سلوک عبادی و معنوی ما در ماه رمضان با امام مهدی(عج)،

• رابطه سه گانه، یعنی رابطه ویژه امام مهدی(عج) با ما در ماه رمضان.

امام مهدی(عج) و ماه رمضان

زیارت آل یاسین شرح حالات عبادی و معنوی امام مهدی(عج) است. امام مهدی که راهش، امتداد راه پیامبر و امیرالمؤمنین و امام زین العابدین(ع) است. عبودیت و بندگی او نه از سر نیاز یا ترس، بلکه از سر درک حقیقت هستی و سپاس گزاری از خداست، عبودیتی که همیشه در وجود امام جاری است و در برخی حالات به نقطه اوج خود می رسد و ماه رمضان نقطه اوج بندگی امام است.

رسیدن به معبود در ماه رمضان به واسطه حضرت مهدی(عج)

فهم حقیقت رمضان و توفیق رسیدن به معبود جز با توسل به پیشگاه مهدی(عج) میسر نمی شود. دعای افتتاح هم در ماه رمضان درس سلوک می دهد که پروردگارا من خواهان تمام خوبی ها و کمالات هستم و می دانم که راه رسیدن به این کمالات توسل به امام مهدی(عج) است. پس مرا به برکت وجود او به نهایت نزدیکی به خود برسان.

هدایت معنوی و باطنی انسان ها به دست امام مهدی(عج) است و به برکت وجود معنوی و نورانی اوست که عالم هستی از فیض حق تعالی بهره مند می شود. حال اگر امام در نهایت بندگی باشد، در عبودیت او رحمت و مهربانی خدا نیز اوج می گیرد.

دعای امامان نشان می دهد که آن ها هم به درگاه حق تعالی رو می آوردند و برای کل هستی و به ویژه برای ما انسان ها از خداوند طلب بخشش می کردند. به همین دلیل است که می گویند به برکت سلوک معنوی امام، حیات بشری شکل می گیرد و امتداد می یابد و عالم به سوی کمال حرکت می کند و تنها با این تعبیر شب قدر معنا می یابد.

مهدي هميشه به ياد حسين

از آنجا که امام حسين(ع) با تمام وجود همه توانمنديها و سرمايه‏هاي خود را ايثار کرد تا اسلام را از خطر اساسي برهاند؛ آخرين حجت الهي نيز تصريح دارند که همواره به ياد ايثارگري و فداکاريهاي آن حضرت هستند و شب و روز با يادآوري مصيبتهايي که بر ايشان روا داشته شد خون گريه مي‏کنند.

در بخشي از زيارت «ناحيه مقدسه» در اين باره مي‏خوانيم:

...اگر روزگار وقت زندگي مرا از تو [اي حسين(ع)] به تأخير انداخت و ياري و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصيب من نشد، اينک من هر آينه صبح و شام به ياد مصيبتهاي تو ندبه مي‏کنم و به جاي اشک بر تو خون گريه مي‏کنم...

بدون ترديد اين قبيل از تعابير نهايت محبّت و دلبستگي حضرت مهدي(ع) رابه سيّد الشهداء (ع) نشان مي‏دهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره اباعبداللّه (ع) از جمله از طريق عزاداري براي آن حضرت را مورد تأکيد قرار داده و عمق فاجعه کربلا و جنايت بني اميه به اسلام و انسانيت را افشا مي‏کند.

ادامه نوشته

تحقق اهداف عاشورا با قيام مهدي

امام حسين(ع) با هدف زنده ساختن احکام قرآن و سنّت پيامبر اکرم (ص) و از بين بردن بدعتهايي که در نتيجه حاکميت بني اميّه در دين ايجاد شده بود قيام کردند و در طول مسير مدينه تا کربلا ضمن اشاره به انگيزه قيام شان فرمودند:

من به منظور ايجاد اصلاح در امّت جدم رسول خدا (ص) قيام کرده‏ام مي‏خواهم امر به معروف و نهي از منکر کنم و به همان سيره و شيوه مرسوم جدّم پيامبراکرم(ص) و پدرم علي‏بن ‏ابي ‏طالب(ع) عمل مي‏کنم. [1] .

آن حضرت در نامه‏اي به بزرگان قبايل بصره تصريح مي‏کنند:

من شما را به کتاب خدا و سنّت پيامبرش دعوت مي‏کنم. در شرايطي که اکنون ما زندگي مي‏کنيم سنت رسول خدا(ص) از بين رفته و به جاي آن بدعت و احکام و ارزشهاي غير اسلامي نشسته است مرا بپذيريد و به ياري من برخيزيد. شما را به راه ارشاد و رستگاري هدايت خواهم کرد. [2] .

از مجموعه اين گونه ازسخنان امام حسين (ع) اهداف والاي نهضت عاشورا به‏خوبي روشن مي‏شود که احياي قرآن، احياي سنت نبوي و سيره علوي، از بين بردن کج‏رويها، حاکم ساختن حق، حاکميّت بخشيدن به حق‏پرستان، از بين بردن سلطه استبدادي حکومت ستمگران، تأمين قسط و عدل در عرصه‏هاي اجتماعي و اقتصادي و... از جمله آنهاست.

از طرف ديگر وقتي اهداف قيام منجي عالم بشريت و ويژگيهاي حکومت جهاني آن حضرت را مورد بررسي قرار مي‏دهيم همين اهداف و انگيزه‏ها حتي با تعابير مشابه با تعابير به‏کار رفته در مورد نهضت حسيني قابل مشاهده است.

ادامه نوشته

بهائيت، استمرار انحراف

بهائيت، فرقه‌اي منشعب از آيين بابيه است. بنيان‌گذار آيين بهايي، ميرزا حسين‌علي نوري، معروف به بهاء الله است. اين آيين نيز نام خود را از همين لقب برگرفته است. وي در سال 1233ق در تهران به دنيا آمد و مانند برادرانش آموزش‌هاي مقدماتي ادب فارسي و عربي را زير نظر پدر و معلمان و مربيان گذراند. در زمان ادعاي بابيت سيد علي محمد شيرازي، در جمادي الاولي 1260، او جواني 28 ساله و ساكن تهران بود كه در پي تبليغ نخستين پيرو باب، ملاحسين بشرويه‌اي معروف به "باب الباب" در شمار نخستين گروندگان به باب در آمد. از آن پس، همراه برادرش، ميرزا يحيي صبح ازل يكي از فعّال‌ترين افراد بابي شد و به ترويج بابي‌گري ـ به‌ويژه در نور و مازندران‌ـ پرداخت.

 

پيدايش‌ فرقة‌ «بهائيه»

در دوران جانشيني صبح ازل، حسين‌علي مسؤول تمام امور بابي بود. رقابت‌ دو برادر بر سر رهبري «بابيان» كم‌ كم‌ به‌ اوج‌ خود رسيد‌ تا جايي‌ كه‌ طرفين‌ يك‌ديگر را به‌ مرگ‌ تهديد كردند؛ بنابراين در سال‌ 1285 ق به‌ دستور دولت عثماني، يحيي‌ صبح‌ ازل‌ به‌ قبرس، و حسين‌ علي‌ بهاء به‌ عكّا در سرزمين‌ فلسطين‌ تبعيد شدند. در راه فلسطين، ميرزا حسين‌علي ادعاي من يظهره اللّهي کرد. در همين‌ ايام‌ بود كه‌ براي‌ تشخيص‌ طرفداران‌ آن‌ دو، اطرافيان‌ صبح‌ ازل‌ به‌ فرقه‌ «ازليه» و پيروان‌ ميرزا حسين‌علي‌ بهاء، فرقه‌ «بهائي» ناميده‌ شدند.

اما با مرگ يحيي صبح ازل، ازليه و به تبع آن، بابيان براي‌ ابد فراموش‌ شدند.

 

سرانجام‌ دعوت‌ ميرزا بهاء

وقتي‌ ميرزا حسين‌علي‌ احساس‌ كرد دعوت‌ او مؤ‌ثّر افتاد و عدّه‌اي‌ گرد او حلقه‌ زدند، نوع‌ دعوتش‌ را در مراحل‌ گوناگون زماني‌ تغيير داد. وي‌ پس‌ از ادعاي «من‌ يظهره‌ الله» ادّعاي رسالت‌ و شارعيت‌ و سپس ادعاي حلول‌ روح خدا در او به نحو تجسد و تجسّم‌ كرد. او با عبارت «انا الهيكل‌ الاعلي» از اين مطلب ياد مي‌کرد.

لازم‌ ذكر است‌ كه‌ بهاء در بغداد و اسلامبول‌ و ادرنه‌ و نيز در عكا همواره‌ با تقيّه‌ و تظاهر به‌ اسلام‌ زندگي‌ مي‌كرد، تا خشم‌ حكومت‌ عثيماني‌ را بر ضد خود بر نينگيزد. وي‌ در نماز جمعه عكّا شركت‌ مي‌جست‌ و در ماه‌ رمضان‌، به‌ روزه‌داري‌ تظاهر مي‌كرد؛ با اين‌ حال، رابطة سرّي‌ خود را با «بابيّان» ايران‌ كه‌ بعدها «بهائي» نام‌ گرفتند، قطع‌ كرده و همواره‌ مكتوبات‌ و وحي‌هاي‌ ادّعايي، يا تجلّيات‌ «خدا منشآنة»‌ خود را براي‌ آنان‌ مي‌فرستاد يا باز مي‌گفت.

وي‌ سرانجام‌ در سال‌ 1892م (حدود 1309ق) پس از سال‌ها سكونت‌ در عكّا درگذشت‌ و آن‌جا به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.

ميرزا حسين‌علي، آثار متعددي نگاشت كه مهم‌ترين آن‌ها عبارت است از: ايقان در اثبات قائميت سيد علي‌محمد باب كه آن را در آخرين سال‌هاي اقامت بغداد، در پاسخ پرسش‌هاي دايي سيد علي‌محمد باب و جذب او به مسلك بابي، نگاشت. اقدس كه كتاب احكام بهائيان است و آن را در 1290ق يا اندكي پس از آن ـ زماني كه در عكا تحت نظر بود ـ تأليف كرد.(1)

پس از ميرزا حسين‌علي، فرزندش عبدالبهاء رهبر بهائيان شد و نظام جديدي را در تفکرات بهائيت پديد آورد. وي در سفرهاي خود، تعاليم باب و بهاء را با آنچه در قرن نوزدهم در غرب، خصوصاً تحت عناوين روشنگري و مدرنيسم و اومانيسم متداول بود، آشتي داد. او تعاليم دوازدهگانة بهائيت را با الهام از همين آموزه‌ها تدوين و عرضه کرد که عبارتند از: ترک تقليد، تطابق دين با علم و عقل، وحدت اساس اديان، بيت العدل، وحدت عالم انساني، ترک تعصبات، الفت و محبت ميان افراد بشر، تعديل معيشت عمومي، تساوي حقوق زنان و مردان، تعليم و تربيت اجباري، صلح عمومي و تحريم جنگ و وحدت خط و زبان.(2)

تعاليم دوازدهگانة يادشده، در ظاهر بسيار جذّاب و زيبا است و از طرفي شعارهاي تبليغاتي مؤثري در جذب افراد بهائي به اين آيين است؛ اما با عملکرد رهبران و پيروان آن در گذشته و حال ـ به ويژه برنامه‌هاي اعمال شده از سوي «بيت العدل اعظم» بهاييان‌ـ مغايرت بسيار دارد.

پس از مرگ عبد البهاء، نوة دختري او شوقي افندي رهبر بهائيان شد. پس از وي، هدايت بهائيان به شورايي با عنوان بيت العدل واگذار شد که تا کنون در فلسطين اشغالي به هدايت بهائيان مي‌پردازد.

 

آيين‌ها و باورهاي بهائيان

نوشته‌هاي سيّد علي‌محمد باب، ميرزا حسين علي بهاءالله و عبد‌البهاء، تا حدي نيز شوقي افندي رباني، از کتب مقدس بهائيان است و در مجالس ايشان قرائت مي‌شود؛ امّا كتب باب به طور عموم در دسترس بهائيان قرار نمي‌گيرد و دو کتاب اقدس و ايقان ميرزا حسين‌علي نوري نزد آنان از اهميّت ويژه‌اي برخودار است. برخي مناسک و احکام که بهاء الله و جانشينانش واجب کرده‌اند عبارتند از:

• 1. قداست عدد نوزده: تقويم شمسي بهائي، از نوروز آغاز شده به نوزده ماه و هر ماه به نوزده روز، تقسيم مي‌شود. چهار روز (در سال‌هاي كبيسه، پنج روز) باقيمانده كه به ايام «هاء» موسوم است، براي شكرگزاري و جشن تعيين شده است. بهائيان به نماز روزانه، روزه به مدت نوزده روز از طلوع تا غروب آفتاب آخرين ماه سال موظف مي‌باشند.

• 2. حد دزدي و زنا: بهاء الله مجازات دزد را در نخستين بار، تبعيد و در بار دوم، حبس و در مرتبة سوم، گذاشتن علامت در پيشاني او قرار داده و براي تکرار دزدي پس از آن، حکمي قرار نداده است. وي همچنين مجازات زنا را پرداخت نه مثقال و در صورت تکرار، هجده مثقال طلا براي ديه به «بيت العدل» مي‌داند.(3)

• 3. محارم: در آيين بهاء، تعداد محارم جنسي بسيار محدودند و فقط حرمت ازدواج با زن پدر اعلام شده است. در اين آيين، ازدواج با بيش از دو زن جايز نيست و ازدواج موقت، در اين آيين حرام است.(4)

• 4. نهي از دخالت در سياست: در آيين بهائي، بهائيان به شدّت از دخالت در سياست نهي شده‌اند.

• 5. قبله: در آيين بهائي، قبله، جايگاهي است که باب در آن دفن شده است.(5)

افزون بر احکام ياد شده، بسياري از احکام آن‌ها با بديهي‌ترين احکام اسلام مخالف است.

آيين بهائي از ابتداي پيدايي، ميان مسلمانان يك انحراف اعتقادي (فرقة ضاله) شناخته شد. ادعاي قائميت توسط سيد علي‌محمد باب ـ با توجه به احاديث قطعي پذيرفته نبود. ويژگي هاي «مهدي» در احاديث اسلامي به گونه‌اي تبيين شده كه راه هرگونه ادعاي بيجا را بسته است. مخالفت عالمان با سيد علي‌محمد باب به سبب همين ادعا و ادعاي بابيت او بود. مشكل بهائيت از اين حيث مضاعف است. ميرزا حسين‌علي علاوه بر پذيرش قبول قائميت سيدعلي‌محمد باب و اين كه او دين جديدي آورده است، خود را «من يظهره الله» ناميد و ادعاي شريعت مستقل را مطرح كرد. همة مسلمانان خاتميت پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) را مسلّم مي‌دانند و بالطبع، هر ادعايي كه با اين اعتقاد سازگار نباشد و هر فرقه‌اي كه اين اصل را نپذيرد، از نظر مسلمانان، از اسلام جدا شده است.

بررسي‌هاي تاريخي نشان مي‌دهد عالمان و گروه‌هاي فراواني برابر اين انحراف‌ها ايستادگي کردند؛ يکي از اين گروه‌ها، انجمن حجتيّه(6) است.

 

انجمن حجتيه، يکي از گروه‌هاي مبارز با بهائيت

سابقة شکل‌گيري اين گروه، به جريان‌هايي بر مي‌گردد که در دهة 1320ش تا اواسط دهة سي در جامعة ايران به وقوع پيوست. در اين مقطع، دو خطر عمده در حوزة دين پديد آمد:

نخست: حزب توده که مرام مارکسيسم را ميان جوانان نشر مي‌داد و متدينان، ملي‌ها و رژيم پهلوي همه با آن در گير بودند.

دوم: خطر بهائيت بود كه فقط، متدينان بر آن حساسيت داشته و پس از شهريور 1320ش متوجه نفوذ آن در دستگاه اداري پهلوي شده، به مبارزه با آن پرداختند. طبعاً از نگاه متدينان، خطر بهائيان نه فقط کمتر از حزب توده نبود، بلکه پس از سرکوبي حزب توده در سال‌هاي 1332ـ 1336ش خطر بهائيت جدّي‌تر هم شده است؛(7) از اين رو، عالمان و مراجع تقليد به مبارزاتي جدّي در مقابل اين انحراف پرداختند.

انجمن حجّتيه مهدويّه، در سال 1332ش با تلاش شيخ محمود ذاكرزاده تولايي، معروف به شيخ محمود حلبي (1279 ـ 1376ش) با همكاري جمع زيادي از متدينان که در جايگاه هيأت مديره، امور انجمن را اداره مي‌کردند، فعاليت خود را آغاز و تا آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، به فعاليت فرهنگي بر ضد اين فرقه اشتغال داشت. اين گروه، از هر سو تلاش مي‌کرد افزون بر جمع‌آوري اطلاعات، به تربيت نيرو براي مقابله با بهائيان و تبليغات آنان بپردازد.

از آن‌جا که کار عمدة آقاي حلبي پس از شهريور 1320ش، کارهاي تبليغي در قالب منبر بود و در اين کار، مهارت و شهرت خاصي به دست آورده بود، همراه جمعي از فعالان مذهبي مشهد و نيز انجمن‌ها و هيأت‌هاي مذهبي، به طور منظم با بهائيان درگير شدند.(8)

 

مؤسس اين انجمن همواره تأکيد مي‌کرد:

امروز، امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از كسي جز اين خدمت را نمي‌پذيرد و چيزي جز اين انتظار ندارد. به خدا قسم! امروز تكليف شرعي و ديني همه ما آن است كه با بهائيت مبارزه كنيم.(9)

به نظر مي‌رسد انجمن، به جز کارهاي تبليغي، به نقد جدّي عقايد بهايي هم مي‌پرداخت؛ گر چه اين مسأله ممکن بود در قالب کمک به ديگر نويسندگان باشد که نمونه آن، آقاي محمد باقر نجفي در کتاب بهائيان است که از آقاي حلبي به دليل در اختيار نهادن برخي اسناد تشکر کرده است. همين‌طور خود آقاي حلبي هم گويا به نقد كتاب ايقان مشغول بوده است. مرحوم محيط طباطبايي در مقاله‌اي گفته است:

آقاي حاجي شيخ محمود حلبي... 154 غلط ادبي از متن ايقان بيرون آورده و در کتاب پژوهش جامع درباره ايقان تأليف خود، به تفصيل ياد کرده است.(10)

يادآوري اين نكته لازم است که طبعاً در اين سال‌ها مبارزه با بهائيت، در انجمن حجّتيه منحصر نبود و اطلاعيه‌هايي که گاه از سوي مراجع انتشار مي‌يافت، خطر نفوذ اقتصادي بهائيان را متذكر مي‌شد و با آن به مبارزه مي‌پرداخت.

 

پي نوشت ها:

1. مقاله: از بابي‌گري تا بهايي‌گري، عزالدين رضا نژاد، فصلنامه انتظار، مرکز تخصصي مهدويّت، ش10.

2. افندي، عباس، رسالة ديانت جهاني بهائي، ص20.

3. اقدس، ص 117 و 119.

4. همان.

5. همان.

6. در اين درس، فقط به رويارويي اين گروه، با فرقة گمراه بهايي اشاره شده و بررسي ديدگاه‌هاي اين انجمن، به کتاب‌هاي مفصل ارجاع مي‌شود.

7. جعفريان، رسول، جريان‌ها و سازمان‌هاي مذهبي سياسي ايران، ص368.

8. همان.

9. نشريه چشم انداز ايران، سال اول، ش 2.

10. مجله گوهر، س6، س61 (فروردين 1357ش).

 

منبع:درسنامه2-ص193تاص198

آيا امام عصر(ع) زمان ظهورش را مى داند؟


حثى مفصل در روايات اهل بيت سلام اللّه عليهماجمعين در كتب معتبره عنوان شده است كه آيا حجج الهى و ائمه معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين به تمام حوادث و آنچه كه پيش مى آيد و در گذشته روى داده و يا در آينده انجام مى شود عالم هستند يا خير؟ براى روشن شدن اين حقيقت و به ويژه اينكه آيا وجود مقدس امام زمان ارواحنا له الفداء علم به وقت ظهور خود دارند يا نه ، از بيانات رسيده از ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين استفاده مى كنيم . امام باقر و علم رسول اكرم و ساير انبياء عليهم السلامابى بصير از حضرت باقر عليه السّلام از كيفيت علم رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى پرسد. آن حضرت مى فرمايند:سئل على عليه السّلام عن علم النبى صلى الله عليه و آله فقال : علم النبى علم جميع النبيين و علم ما كان و ما هو كائن الى قيام الساعة ثم قال والذى نفسى بيده انى لاعلم علم النبى صلى الله عليه و آله و علم ما كان و ما هو كائن فيما بينى و بين قيام الساعة  .(1) سؤال شد از على عليه السّلام از علم پيامبر صلى الله عليه و آله ، فرمود: علم پيامبر يعنى علم همه انبياء (يعنى علم همه انبياء در خدمت و نزد رسول گرامى اسلام است ) و پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله عالم به ماكان و مايكون است (آنچه در گذشته بوده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و كارهايى كه در آينده انجام مى گيرد) تا روز قيامت . قسم به خداوندى كه جانم در كف قدرت اوست كه من (على عليه السّلام ) همه دانشهاى رسول معظم صلى الله عليه و آله را مى دانم و از آنچه كه در گذشته در دنيا رخ داده و هرچه كه اكنون در دست اقدام است و امورى كه در آينده عملى خواهد شد عالم هستم .خواننده عزيز!اين است شاءن علمى امام عليه السّلام ، و طبق مدارك قطعيه اين مقام به امر خداوند و رسول مكرمش امروز (زمان غيبت ) اختصاص به حضرت بقية الله روحى له الفداء دارد. بنابراين ، چگونه ممكن است كسى كه وارث علوم همه انبياء و ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين است و علم ماكان مايكون و ماهو كائن را دارد از مهمترين مساءله حياتى خويش (يعنى روز ظهور و قيامش ) آگاهى نداشته باشد؟ حاشا و كلا، بلكه مى داند ولى چون از اسرار بزرگ الهى است ، نبايد گفته شود؛ لذا فرمودند )) لانوقت(( ، يعنى روز ووقت ظهور را تعيين نمى كنيم .ائمه معصومين عليهم السلام در پيشگاه خداوند بزرگامام صادق عليه السّلام موقعيت وجودى ائمه سلام اللّه عليهم را در اين روايت چنين بيان فرموده اند:نحن ولاة امر الله و خزنة علم الله و عيبة وحى الله  . (2)1.  ما فرمانروايان از طرف خداوند هستيم .2. ما خزانه داران علوم الهى هستيم .3. ما مركز اسرار الهى هستيم .خواننده عزيز!چگونه ممكن است كه امام عليه السّلام خازن علم خداوند باشد، مركز اسرار ذات پاك حق باشد - يعنى خداوند اسرار خودش را به دست آنها داده باشد - و از طرف او فرمانرواى عالم هستى باشد اما از روز قيام و هنگام انتقام از دشمنان خداوند كه براى او ذخيره شده است بى اطلاع باشد؟موقعيت علمى امام عليه السّلامامام باقر عليه السّلام به راوى مى فرمايند:والله انا لخزان الله فى سمائه و ارضه لا على ذهب و لا على فضة الا على علمه  . (3) به خدا سوگند ما خزانه داران خداوند در آسمانها و زمين هستيم و البته نه بر طلا و نقره بلكه بر علم او.خواننده گرامى !امروز وجود مقدس امام عصر روحى له الفداء گنجهاى علم خداوند در نزد آن وجود مقدس است ، آنوقت چگونه ممكن است كه از علم به ظهور خود كه در راءس تمام مسائل حياتى عالم آفرينش قرار دارد، بى اطلاع باشد؟ابى حمزه مى گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله از خداوند متعال نقل مى كنند كه فرمود:استكمال حجتى على الاشقياء من امتك من ترك ولاية على والاوصياء من بعدك فان فيهم سنتك و سنة الانبياء من قبلك و هم خزانى على علمى من بعدك ثم قال رسول الله صلى الله عليه و آله لقد انباءنى جبرئيل عليه السلام باسمائهم و اسماء آبائهم. (4) حجت من بر اشقياى امت تو تمام است ، يعنى آنهايى كه ولايت على بن ابى طالب (عليه السّلام ) و جانشينان بعد از او را نپذيرفتند؛ زيرا در وجود مقدس اميرالمؤ منين و ائمه بعد از او روش شما و همه پيامبران در او و ائمه بعد از او وجود دارد و نيز على (عليه السّلام ) و ائمه بعد از او خزانه دار علم من اند (پس امروز كه حضرت ولى عصر عليه السّلام نگهبان و خزانه دار علم خداوند است ، چگونه مى شود كه علم به وقت و روز و ساعت ظهور از آن حضرت پنهان بماند؟). آنگاه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: جبرئيل عليه السّلامنامهاى ائمه و نامهاى پدرانشان را به من خبر داده است .جهات مختلفه دانش ائمه معصومين عليهم السلامامام موسى بن جعفر عليهماالسلام مى فرمايند:مبلغ عملنا على ثلاثة وجوه ماض و غابر و حادث فاما الماضى فمفسر و اما الغابر فمزبور و اما الحادث فقذف فى القلوب و نقر فى الاسماع و هو افضل علمنا لانبى بعد نبينا. (5) دانش ما ائمه بر سه قسم است :1. علم به گذشته كه براى ما تفسير كرده اند (مفسر يا خداوند بزرگ است يا رسول او يا امام پيش از هر امام(2. علم به آينده و آنچه در جهان واقع مى شود (در لوح محفوظ يا در جامعه يا مصحف حضرت فاطمه - سلام اللّه عليها نوشته شده كه امام معصوم از همه آنها باخبر است.)  .3علم به آنچه در آينده رخ مى دهد (از رويدادهايى كه در آنها بدا حاصل مى شود) آگاهى ما به آنها از طريق الهام در دل و يا به صورت سخن گفتن فرشته در گوش است ، و اين برترين دانش ماست ، و هرگز پيامبرى بعد از پيامبر ما نخواهد بود.ائمه و رازدارىامام باقر عليه السّلام به عبدالواحد فرزند مختار مى گويد:لوكان لا لسنتكم اوكية لحدثت كل امرى ء بما له و عليه . (6)اگر تملك زبان مى داشتيد و مى توانستيد رازدار باشيد، هر آينه به شما خبر مى دادم از آنچه به زيان و نفع شماست .خواننده گرامى !علم امام عليه السّلام نامحدود است و همه چيز در دايره علمش منعكس مى باشد. پس چگونه امام عصر روحى له الفداء از وقت ظهور خود خبر ندارد؟آرى ، اگر كسى بگويد كه امام عليه السّلام نمى داند چه وقت ظهور مى كند نسبت جهل و نادانى به امام داده و پيداست كه اگر كسى نسبت جهل به امام عليه السّلام بدهد مجازاتش ‍ چه خواهد بود.آنچه از روايت مذكور استفاده مى شود عدم ظرفيت شيعيان براى گرفتن اسرار از ائمه معصومين سلام اللّه عليهم است (به ويژه در اين زمان تاريك غيبت كبرى از وجود مقدس آقا حضرت صاحب الامر روحى له الفداء آن هم در ارتباط با تعيين وقت ظهور.)امام صادق عليه السّلام و كتب جفر و جامعه و مصحف فاطمه (س)ابى بصير گويد:دخلت على ابى عبدالله عليه السلام فقلت له جعلت فداك انى اساءلك عن مساءلة هيهنا احد يسمع كلامى ؟ قال فرفع ابو عبدالله عليه السّلام سترا بينه و بين بيت آخر فاطلع فيه ثم قال يا ابا محمد سل عما بدالك قال قلت جعلت فداك ان شيعتك يتحدثون ان رسول الله صلى الله عليه و آله علم عليا عليه السّلام بابا يفتح له منه اءلف باب قال فقال يا ابا محمدعلم رسول الله صلى الله عليه و آله عليا عليه السّلام الف باب يفتح من كل باب الف باب قال قلت هذا والله العلم قال فنكت ساعة فى الارض ثم قال انه لعلم و ما هو بذلك قال ثم قال يا ابا محمد و ان عندنا الجامعة و ما يدريهم ما الجامعة ؟ قال قلت جعلت فداك و ما الجامعة ؟ قال صحيفة طولها سبعون ذراعا بذارع رسول الله صلى الله عليه و آله و املائه من فلق فيه و خط على بيمينه فيها كل حلال و حرام و كل شى ء يحتاج الناس اليه حتى الارش فى الخدش و ضرب بيده الى قال تاءذن لى يا ابا محمد قال قلت جعلت فداك انما انا لك فاصنع ما شئت قال فغمزنى بيده و قال حتى ارش هذا كانه مغضب قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ليس بذالك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا الجفر و ما يدريهم ما الجفر قال قلت و ما الجفر قال وعاء من ادم فيه علم النبيين و الوصيين و علم العلماء الذين مضوامن بنى اسرائيل قال قلت ان هذا هو العلم قال انه لعلم و ليس بذلك ثم سكت ساعة ثم قال و ان عندنا لمصحف فاطمة عليهاالسلام و ما يدريهم ما مصحف فاطمة (ع )؟ قال قلت و ما مصحف فاطمة ؟ قال مصحف فيه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات والله ما فيه من قرانكم حرف واحد قال قلت هذا والله العلم قال انه لعلم و ما هو بذاك ثم سكت ساعة ثم قال ان عندنا علم ما كان و علم ما هو كائن الى ان تقوم الساعة قال قلت جعلت فداك هذا هو والله العلم قال انه لعلم و ليس بذاك قال قلت له جعلت فداك فاى شى ء العلم قال ما يحدث بالليل و النهار الامر بعد الامر والشى ء الى يوم القيامة . (7)شرفياب محضر امام صادق عليه السّلام شدم ، عرض كرم : قربانت گردم ، مى خواهم از شما موضوعى بپرسم آيا در اينجا غير از ما كسى هست كه سخن مرا بشنود؟ مى گويد امام پرده وسط اطاق را بالا زد تا ابى بصير ببيند كه كسى نيست . آنگاه فرمود: اى ابى بصير! هرچه مى خواهى سؤ ال كن عرض كردم : قربانت گردم ، شيعيان شما مى گويند اميرالمؤ منين سلام اللّه عليه يك باب از علم از پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله آموخت كه از آن هزار باب علم بر روى حضرت على باز شده است . حضرت فرمود: اى ابابصير! رسول اكرم صلى الله عليه و آله هزار باب از علم به على عليه السّلام ياد داد كه از هر باب هزار باب علم به روى آن حضرت باز شد. ابابصير مى گويد عرض كردم : به خدا سوگند، اين است علم . ابى بصير مى گويد:مولايم ساعتى با انگشتان مباركش بر زمين زد و فرمود: مسلما اين علم است ، اما آن علم كامل و همه جانبه نيست . فرمودند: كتاب جامعه نزد ماست و مردم نمى دانند جامعه چيست . مى گويد عرض كردم : جامعه چيست ؟ فرمود: كتابى است كه طول آن هفتادذراع است با ذراع رسول اكرم صلى الله عليه و آله و آن را به زبان مبارك بيان فرموده و حضرت على عليه السّلام نوشته است . به تمام احكام الهى از واجب و حرام و هرچه مردم نياز به آن دارند در آن هست ، حتى ديه و جرم يك خراش . در اين موقع امام صادق عليه السّلام دست مباركشان را بر من زده ، فرمودند: اجازه مى دهى ؟ عرض كردم : مولاى من ! هرچه ميل داريد عمل كنيد. آنگاه حضرت يك نشگون (يا در اصطلاح فارسيها يك پنجير) به من گرفت و فرمود: حتى جزاى اين عمل كوچك هم در آن بيان شده است . در اين موقع امام عليه السّلام به نظر غضبناك مى رسيدند. عرض كردم : قربانت بروم ، والله اين علم است . فرمودند: آرى ، اين علم است اما دانش نهايى نيست . سپس لختى سكوت كردند و سپس فرمودند: در نزد ما كتاب جفر است ، و مردم چه مى دانند جفر چيست . عرضكردم : قربانت شوم ، جفر كدام است ؟ فرمود: ظرفى است كه تمام علوم انبياء و اوصياء و دانشمندان بنى اسرائيل ، همه در آن است . عرض كردم : قربانت گردم ، اين است معنىعلم ؟ فرمودند: اين علم است اما باز علم كامل نيست . آنگاه مدتى ساكت ماندند وفرمودند: نزد ماست مصحف مادرم فاطمه ، و مردم چه مى دانند مصحف فاطمه چيست . عرض كردم : مصحف فاطمه چيست ؟ فرمودند: سه برابر قرآن شماست ، به خدا سوگند، يك كلمه از قرآن شما در آن مصحف نيست . عرض كردم : به خدا علم كامل اين است . فرمودند: اين كتاب علم است اما علم كامل نيست . و لحظاتى خاموش شدند، آنگاه فرمودند: در نزد ماست علم به آنچه گذشته و هرچه كه در آينده واقع مى شود تا قيام قيامت . عرض كردم : به خدا سوگند، علم نهايى اين است . فرمودند: اين علم است اما علم كامل نيست . ابى بصير مى گويد عرض كردم : پس علم كامل و نهايى چيست ؟ فرمود: علم كامل آن است كه همواره در تزايد باشد، و بر آنچه در شبانه روز پديد مى آيد، بر فرمانهايى كه صادر مى شود و حوادثى كه تا روز قيامت رخ مى دهد، احاطه داشته باشد.خواننده عزيز!اين كتابها و علمها در نزد حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء است . آيا باز هم مى توان باور كرد با اين قدرت بى نهايت علمى ، آن حضرت عالم به روز و سال ظهور و ساعت قيام جهانى اش نباشد؟ ابدا. او مى داند و بايد هم بداند، اما از اسرار بزرگ خداوندى است و كسى به آن آگاهى پيدا نخواهد كرد.)اللهم عجل فرجه و اجعلنا من اعوانه و انصاره ( پي نوشته ها :1- بصائر الدرجات ، ص 147.2- اصول كافى ، ج 1 / ص 192.3- همان ماءخذ، ج 1 / ص 192.4- همان ماءخذ، ج 1 / ص 193.5- همان ماءخذ، ج 1 / ص 264.6- همان ماءخذ، ج 2، / ص 17.7- همان ماءخذ، ج 1 / ص 239

به چه دليل اين زمان آخرالزمان است؟

در روايات اسلامي براي دوره آخرالزمان علايم و نشانه‏هايي ذکر شده که با تحقق اين علايم و نشانه‏ها، پي مي‏بريم که هم اکنون در دوره آخرالزمان قرار داريم. اينک به برخي از اين علايم و نشانه‏ها اشاره مي‏کنيم:

1 - گسترش ترس و ناامني

2 - تهي شدن مساجد از هدايت

3 - سردي عواطف انساني

4 - گسترش فساد اخلاقي

5 - آرزوي کمي فرزند

6 - مرگ‏هاي ناگهاني

7 - جنگ و کشتار


1 - گسترش ترس و ناامني

امام باقرعليه السلام مي‏فرمايد: «لايقوم القائم الاّ علي خوف شديد...» ؛ [1]  «حضرت قائم‏عليه السلام قيام نمي‏کند مگر در دوراني پر از بيم و هراس.»

و نيز فرمود: «مهدي‏عليه السلام هنگامي قيام مي‏کند که زمام کارهاي جامعه در دست ستمکاران باشد». [2] .

2 - تهي شدن مساجد از هدايت

پيامبرصلي الله عليه وآله درباره وضعيّت مساجد در آخرالزمان مي‏فرمايد: «مساجدهم عامرة وهي خراب من الهوي» ؛ [3]  «مسجدهاي آن زمان آباد و زيباست، ولي از هدايت و ارشاد در آن خبري نيست.»

3 - سردي عواطف انساني

رسول گرامي اسلام‏ صلي الله عليه وآله در اين باره مي‏فرمايد: «فلاالکبير يرحم الصغير ولاالقوي يرحم الضعيف، و حينئذ يأذن اللَّه له بالخروج» ؛ [4]  «در آن روزگار، بزرگترها به زيردستان و کوچکترها ترحّم نمي‏کنند و قوي بر ضعيف ترحّم نمي‏نمايد. در آن هنگام خداوند به او [مهدي‏عليه السلام ] اذن قيام و ظهور مي‏دهد.»

4 - گسترش فساد اخلاقي

رسول‏ خدا صلي الله عليه وآله مي‏فرمايد: «قيامت برپا نمي‏شود تا آنکه زني را در روز روشن و به طور آشکار گرفته، در وسط راه به او تعدي مي‏کنند و هيچ کس اين کار را نکوهش نمي‏کند».

محمد بن مسلم مي‏گويد: به امام باقرعليه السلام عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: «إذا تشبّه الرجال بالنساء، والنساء بالرجال، واکتفي الرجال بالرجال، والنساء بالنساء» ؛ [5]  «هنگامي که مردها خود را شبيه زنان و زنان خود را شبيه مردان کنند. آن گاه که مردان به مردان اکتفا کرده و زنان به زنان اکتفا کنند.»

5 - آرزوي کمي فرزند

پيامبر اسلام‏صلي الله عليه وآله فرمود: «رستاخيز بر پا نمي‏شود تا آنکه کسي پنج فرزند دارد آرزوي چهار فرزند کند. و آنکه چهار فرزند دارد مي‏گويد: کاش سه فرزند داشتم، و صاحب سه فرزند آرزوي دو فرزند دارد. و آنکه دو فرزند دارد، آرزوي يک فرزند بنمايد. و کسي که يک فرزند دارد آرزو کند که کاش فرزندي نداشت». [6] .

6 - مرگ‏هاي ناگهاني

پيامبر اکرم‏صلي الله عليه وآله فرمود: «قيامت برپا نمي‏گردد، تا اينکه مرگ سفيد ظاهر شود. گفتند: اي رسول خدا! مرگ سفيد چيست؟ فرمود: مرگ ناگهاني». [7] .

7 - جنگ و کشتار

امام رضاعليه السلام فرمود: «پيش از ظهور امام زمان‏عليه السلام کشتارهاي پياپي و بي‏وقفه رخ خواهد داد». [8]

پي نوشته ها :

[1] الغيبة، نعماني، ص 235.

[2] ملاحم، ابن طاووس، ص 77.

[3] بحارالأنوار، ج 2، ص 190.

[4] همان، ج 52، ص 380.

[5] کمال الدين، ج 1، ص 331.

[6] فردوس الاخبار، ج 5، ص 227.

[7] الفائق، ج 1، ص 141.

[8] الغيبة، نعماني، ص 271.

دل نوشته ای به امام زمان علیه السلام ..

ا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست .. سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران  .. می‌خواهم از جور زمانه بگویم ، می‌خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده‌ای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذره‌ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خسته‌ام.

آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان:

مولای من می‌دانی چند سال است انتظار می‌کشم. از وقتی سخن گفته‌ام و معنای سخن خود را فهمیده‌ام انتظارت را می‌کشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.

خسته‌ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. می‌دانی چند نوجوان هم سن و سال من آواره‌اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.

چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی می‌آیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش می‌دهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش می‌ترسم. می‌ترسم بیائی و من خواب باشم. می‌ترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم…

حس می‌کنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی‌شنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده.

ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه می‌کنند! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان‌های تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می‌کنند؟

روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینه‌ی زخمی‌ام را مرهمی باشم. می‌دانی چه آمد؟

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور….

نه؛ غم می‌خورم؛ غم می‌خورم بخاطر روزهایی که نبوده‌ای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. غم می‌خورم به خاطر روزهایی که به یادت نبوده‌ام و با گناه شب شده‌اند. همان روزهایی که در تقویم خاطره‌ها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کرده‌ام.

بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی می‌آید؟ کی می‌شود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.«بهترین روز ، روز ظهور مولاست»

با تمام جهل و مستی تصمیم گرفته‌ام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن مانده‌ام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت می‌کشم.

دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگی‌اش ایمان می‌آورد….

پيراهن يوسف و ابراهيم كجاست؟  

مرحوم شيخ صدوق، راوندي و بعضي ديگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حكايت كند:

روزي در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللَّه عليهم اجمعين نشسته بودم، آن حضرت فرمود: آيا مي داني پيراهن حضرت يوسف ( عليه السلام ) چه بود و كجاست؟

عرض كردم: خير، نمي دانم؛ شما بفرمائيد تا فرا بگيرم.

امام ( عليه السلام ) فرمود: چون حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) را خواستند داخل آتش بيندازند، جبرئيل امين ( عليه السلام ) پيراهني از لباس هاي بهشتي برايش آورد وبر او پوشانيد و آتش در مقابلش سرد و بي أثر شد.

و در آخرين روز حياتش آن را تحويل حضرت اسحاق ( عليه السلام ) داد و او نيز پيراهن را بر حضرت يعقوب ( عليه السلام ) پوشانيد كه اندازه قامت او بود.

و هنگامي كه حضرت يوسف ( عليه السلام ) به دنيا آمد، پدرش آن پيراهن را بر يوسف پوشانيد، تا آن جائي كه همان پيراهن را توسّط برادرانش براي پدر خود - كه نابينا گشته بود - فرستاد و او بينا گرديد و اين همان پيراهن بهشتي بود.

عرض كردم: اكنون آن پيراهن كجاست و چه خواهد شد؟

فرمود: الآن نزد اهلش مي باشد و در نهايت، تقديم قائم آل محمّد صلوات اللَّه عليه خواهد شد.

و هنگامي كه آن حضرت ظهور نمايد، آن پيراهن را بر تن مبارك خود مي نمايد و تمام مؤمنين در شرق و غرب دنيا، هر كجا كه باشند بوي خوش آن را استشمام خواهند كرد.

و او - يعني؛ امام زمان عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف - در تمام امور وارث تمامي پيغمبران الهي مي باشد.

( - إكمال الدّين: ص 327، ح 7، الخرايج والجرايح: ج 2، ص 691، ح 6، با تفاوتي مختصر. )

چرایی اجرای عدالت در آخرالزمان

شاید ذهنتان با این سؤال درگیر شده باشد که چرا حکومت عدل جهانی در پایان تاریخ و آخرالزمان اجرا می شود؟ آیا این امر به طور اتفاقی است یا دلیلی برای وجود آن در این عصر وجود دارد؟ به عبارتی چرا عدالتی که قرار است توسط امام مهدی (عج) در تمام جهان جاری و ساری شود، در عصر انبیای گذشته رخ نداده است؟

در پاسخ به این سؤال باید چند نکته را در نظر بگیریم. برای رسیدن آدمی به تکامل و در نتیجه ایجاد اجتماعی کامل و نیز برقراری دولت و حکومت عدل در جامعه، به دو عامل اساسی نیازمندیم:

عامل خارجی؛ یعنی هر فردی از افراد جامعه، معنای عدل و کمالی را که هدف خلقت است، بداند و بکوشد تا راهی را برای رسیدن به آن بیابد. از آنجا که فهم بشر قاصر از درک این امور است؛ از این رو بشر در طول تاریخ برای هدایت و رسیدن به اهداف خود محتاج وجود انبیا بوده است.

ادامه نوشته

چرا از فراماسونرها مي ترسيم؟!

مباحث جاري کشور، نيازمند تحليل است؛ زيرا از بعضي آقاياني که انتظار نمي‌رفت، اعمالي سر زده که به هيچ وجه درست نمي‌باشد. توجه به دو جمله از «صداي آمريکا» و «بي.بي.سي»، اهميت درست نبودن اين رفتارها را نشان مي‌دهد:

صداي آمريکا: «احمدي نژاد عليه ولايت فقيه با جنبش سبز هم صدا است‌»!

بي.بي.سي: «مقبوليت و محبوبيت رهبر از احمدي‌نژاد است و در صورت ادامه‌ دعوا، احمدي‌نژاد برنده بازي است»!

اين نکات بسيار مهم است و ما خودي‌ها بايد به هوش باشيم. مقام معظم رهبري در تعبير زيبايي فرمودند: «دشمنان مثل گرگ‌اند»؛ گرگ اگر بتواند حمله مي‌کند و اگر نتوانست منتظر مي‌ماند تا يک حيوان و يا گوسفند زخمي اندک خراشي ببيند و ديگر نتواند حرکت کند، آنگاه حمله خود را آغاز مي‌کند. دشمنان نيز منتظر فرصت هستند، خيلي بايد به هوش باشيم.

سؤال اينجاست، اقدام اخير رئيس جمهور محترم چرا رخ داد و چرا ادامه پيدا کرد؟ کاري که آقاي احمدي نژاد انجام داد، قابل توجيه نيست.

رهبر معظم انقلاب فرمودند: ‌تا من زنده‌ام نمي‌گذارم که در مسير حرکت مردم انحرافي به وجود بيايد.

انحراف در کجاست؟ معظم له چه خطري را احساس کرده‌اند؟ تمام تحليل بنده در اين نقطه است، انحراف کار کجاست. در اين‌جا به گوشه‌اي از مباحث اعتقادي و تئوريک اشاره مي‌کنيم. ابتدا ذکر دو نکته، لازم و ضروري به نظر مي‌رسد.

ادامه نوشته

بخشودگی اهل گنه در صف محشر




آیت الله العظمی اراکی رحمت الله علیه فرمودند: شبی خواب امیر کبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم: چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت شد؟
با لبخند گفت: خیر.
سؤال کردم: چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه.
با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟
جواب داد: هدیه مولایم حسین است! 
گفتم: چطور؟
با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم می‌رفت تشنگی بر من غلبه کرد؛ سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم: میرزاتقی خان! دوتا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود.
از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد.
آن لحظه که صورتم را بر خاک گذاشتند امام حسین علیه السلام آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی، آب ننوشیدی؛ این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم

درچه سوره ای از قرآن مجیدمسئله ولایت ورهبری امده است؟

گاهى گمان مى‏شود تنها مدرك اسلامى بودن یك مسأله، این است كه: در قرآن كریم مطرح شود و چگونگى طرح آن كاملًا شفاف، روشن و بى نیاز از ژرف‏نگرى و تأملات اجتهادى باشد. در حالى كه: 
یكم. عقل و سنت نیز هر یك منبع و مدرك معتبرى در اسلام است و آموزه‏هاى اسلامى را مى‏توان و بلكه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت. 
ادامه نوشته

سال نو مبارک

آغاز چهارومین سالروز تاسیس وبلاگ منتظران صبح ظهور گرامی باد

آغاز سال 1391را به تمام ایرانیان و دوستداران نوروز تبریک می گویم   ان شا الله دعای ما در لحظه تحویل سال فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه  ، شفای مریضای اسلام  و پیروزی مسلمانان یمن و بحرین و عربستان  باشد 


چه کسانی از شنیدن ظهور امام زمان غمگین می شوند.

سلمان فارسي (رضوان الله تعالی علیه)، همين كه شنيد پيامبر ظهور كرده، بسيار خوشحال شد. فرمود: «اين همان آقايي است كه دنبالش هستيم، بايد برويم و او را از نزديك ملاقات كنيم». برخي هم از بعثت پيامبر ناراحت شدند، زيرا منافع‌شان به خطر افتاد.

تکلیف خود را خود مشخص می کنیم!

اگرچه به ظاهر از پيامبر دور هستيم، ولي با عمل به توصيه‌هاي آن حضرت، در جوار او قرار خواهيم گرفت. اويس قرني پيامبر را نديده بود. پيامبر (صلوات الله علیه و آله) هم به ظاهر او را نديده بود؛ ولي اين امر چيزي از عظمت مقام اويس كم نكرد. او از بهترين ياران پيامبر و شيفته اميرالمؤمنين (علیه السلام) بود.

وقتي پيامبر (صلّی الله علیه و آله) به رسالت مبعوث شدند، منتظران واقعي ايشان بسيار شادمان شدند. سلمان فارسي (رضوان الله تعالی علیه)، همين كه شنيد پيامبر ظهور كرده، بسيار خوشحال شد. فرمود: «اين همان آقايي است كه دنبالش هستيم، بايد برويم و او را از نزديك ملاقات كنيم». برخي هم از بعثت پيامبر ناراحت شدند، زيرا منافع‌شان به خطر افتاد و به قولي،‌ دكّان‌شان تخته شد. با ظهور امام عصر (ارواحنافداه) نيز بسياري خشنود مي‌شوند و در مقابل ايشان گروهي نيز اندوهگين خواهند شد.

ما بايد هم اكنون تكليف خود را روشن كنيم. ان‌شاءالله بايد سعي كنيم در گروهي قرار بگيريم كه از آمدن حضرت خوشحال مي‌شوند، كساني كه به دنبال حضرت مي‌دوند، كساني كه با ديدن حضرت خواهند گفت كه او همان است كه ما درباره‌اش مي‌گفتيم:

          «بِنَفْسِي اَنّتَ مِنْ مغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنّا، بِنَفْسِي اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا»

و این میسر نمی شود مگر با عمل به توصیه ها و فرامین قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) که خداوند متعال فرمودند: «كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ؛ هر كسى در گرو دستاورد خويش است.» و «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ؛ هر كسى در گرو عمل خويش است.»

حجت السلام والمسلمین دکتر مرتضی آقا تهرانی

برداشت آزاد




برداشت شما از این تصویر چیست؟ 

در قسمت نظرات بیان کنید  ممنون می شوم

چرا در میان ادیان فقط اسلام دین حق است؟


اسلام

 

دین اسلام به دلایل زیر برترین دین الهی است:

الف ) کامل بودن دین اسلام

دین كامل و تمام، یعنى مجموعه اى از قوانین الهى براى بشر تا روز قیامت كه:1) انسان را به هدف نهایى برساند.2) به خارج از خودش (سایر مكاتب ) احتیاج نداشته  باشد.

ادیان الهى، بنا به نیاز امت ها و تناسب محیط زندگانى با هم مختلف بوده، هر دینى تكمیل شده دین قبلى است و چون اسلام ، آخرین دین الهى است، تمام نیازمندى هاى بشر را براى هدایت و سعادت دارد.

بشر در دوران زندگى خود یك رشته نیازمندى هاى اصیل و ثابتى دارد و نیز در میان شئون زندگى بشر، مانند قوانین طبیعت، واقعیت هایى هست كه گذشتِ زمان از اصالت آن ها نمى كاهد; زیرا واقعیت، همیشه واقعیت است.

اساس دین اسلام بر این حقایق نهاده شده و قوانین آن بر پایه احتیاجات تكوینى و فطرى انسانى مستقر گردیده است. بعضى از این قوانین ثابت است و برخى دیگر نیز متغیر و بنابه مصلحت روز از احكام كلى دین استنباط مى شود، در نتیجه، چون تمامى نیازمندى هاى بشر براى هدایت و سعادت، در دین اسلام وجود دارد، مى توان گفت كه دینِ اسلام دین كاملى است.

آیه شریفه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِى; (مائدة ، 3) امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم .»به این معناست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) با استفاده از نیروى وحى ،آخرین مرحله كمال را با تمام شرایط و خصوصیات در اختیار بشرِ حق جو قرار داده و موانع كار را نیز از سر راه آن ها برداشته ، به  طورى كه  دیگر هیچ نقصى تا قیامت براى راهنمایى انسان باقى نمانده است: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ ; (انعام ، 115) و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل به حد تمام رسید; هیچ كس نمى تواند كلمات او را دگرگون  سازد.»

 

ب ) همگانى بودن دین اسلام :

برخى از دلایل همگانى بودن دین اسلام عبارتند از:

1 . دین اسلام بر اساس فطرت انسان ها پایه گذارى شده و چون  فطرت در همه  انسان ها مشترك است ، پس اسلام همگانى است ; چنان كه قرآن كریم مى فرماید:«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ.. .; (روم ، 30) پس روى خود را متوجه آیین پروردگار كن!این فطرتى است كه خداوند انسان ها را بر آن آفریده ; دگرگونى در آفرینش الهى نیست .» نتیجه ، این كه دین همگانى است .

2 . دین كه همان مجموعه آیات الهى در قرآن است، به «نور» (مائده ، 15)، «كتاب مبین » (حجر ، 1) و «برهان » (نساء ، 174) تعبیر شده است .

این نور براى همه افراد بشر لازم و مفید است ; پس دین اسلام همگانى است ; چنان كه خداوند مى فرماید «وَ مَا هِىَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْبَشَرِ» (مدثر ، 31) ; «وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَــلَمِینَ ; (قلم ، 52) و اختصاصى به عصرى خاص و یا نژادى ویژه ندارد»; «وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ كَآفَّةً لِّلنَّاسِ». (سبأ ، 28)

3 .قلمرو انذار پیامبر نیز همه افراد بشرند: «تَبَارَكَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَــلَمِینَ نَذِیرًا ; (فرقان، 1) زوال ناپذیر و پر بركت است كسى كه قرآن را بر بنده اش نازل كرد تا بیم دهنده جهانیان باشد»; «نذیراً للبشر; نذیر براى بشر است .» (مدثر ، 36)

4 .دعوت و ترغیب دین از همه انسان ها به تدبّر و تفكر، شاهد دیگرى بر جهانى بودن آن است : «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ ; (محمّد ، 24) چرا در قرآن تدبّر نمى كنید» .

5. تَحدّى قرآن تا قیامت و اعتراف جهانیان به عجز از آفریدن اثرى همانند آن، دلیل دیگر بر جهانى بودن دین است .

6 . اهداف دین (تزكیه ، تعلیم ، حكمت و تربیت ) براى هدایتِ همگان است; هر چند افراد لایق از آن سود مى برند: «الـم * ذَ لِكَ الْـكِتَـبُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ; (بقره ، 1 ـ 2) (بزرگ است خداوندى كه این كتاب عظیم را از حروف ساده الفبا به وجود آورد) آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزكاران  است .»3

پی نوشت ها:

1 . ر .ك: المیزان ، ترجمه حجتى كرمانى ، ج 5 ، ص 278 ـ 283 ، نشر فرهنگى رجاء .

2 . ر .ك: تسنیم ، آیة الله جوادى آملى ، ج 1 ، ص 31 ـ 41 ، مركز نشر اِسراء .                                 

3. به نقل از پرسمان قرآن

ولايت خدا را مي‌پذيريم يا بنده شيطان مي‌شويم؟

آيا امام زمان (ارواحنافداه) اين جمله را به برخي از ما نمي‌گويد كه روزها، هفته‌ها، ماه ها و سال ها عمرمان را به گناه و غفلت مي‌گذرانيم ولي محرّم ها مي‌آييم و در مجلس عزاي امام حسين (علیه السلام) گريه مي‌كنيم 


انسان بايد تكليف خويش را يك جا و به درستي مشخّص كند. ما هميشه فرصت انتخاب نداريم. در يك لحظه بايد تصميم گيري كنيم. بعد از واقعه، ديگر نمي‌توانيم تصميم بگيريم و البته اين تصميم ما به اعمال گذشته مان بستگي دارد.

           «الأُمُورَ مَرْهُونَـﺔٌ بِأَوْقاتِها»؛1

           كارها در گرو وقت آن است.

در کربلا صبح كه شد عمر سعد به ابن زياد گفت: مرا به ولايت ري راهي كن و ديگري را به كربلا بفرست! ابن زياد كه در حيله گري استاد بود و به ترديد عمر سعد پي برده بود، پاسخ داد: تو لذّت ملك ري را ببري و ديگري به جهنّم برود؟! اگر نمي‌روي، شمر را مي‌فرستم.2

به راستي گناه چقدر در مذاق گناهكار، شيرين است كه شيطان به بهاي آن، دين انسان را مي‌گيرد؟ وقتي كاروان اسيران با آن وضع رقّت بار وارد كوفه شدند، زنان و مردان ندبه كردند و گريستند. آن گاه حضرت زينب : فرمودند:

              «إنَّ هؤُلاءِ يبْكُونَ علَيْنا فَمَنْ قَتَلَنا غَيْرُهُمْ؟»

              اين ها بر ما گريه مي‌كنند! پس چه كسي غير از آن ها ما را كشت؟

آيا امام زمان (ارواحنافداه) اين جمله را به برخي از ما نمي‌گويد كه روزها، هفته‌ها، ماه ها و سال ها عمرمان را به گناه و غفلت مي‌گذرانيم ولي محرّم ها مي‌آييم و در مجلس عزاي امام حسين (علیه السلام) گريه مي‌كنيم . بر ماست كه بت نفس را بشكنيم و غيرت ديني خود را زنده كنيم.

تدبير الهي را بر انسان ها و ساير موجودات «توحيد ربوبي» گويند؛ اما ولايت زماني است كه خداوند بر موجود ذي شعور عنايت داشته و سرپرستي او را عهده دار شود. در قرآن چنين مباحثي به طور جدّي مطرح شده است. آن چه براي مردم سنگين است، پذيرش رسالت و نبوّت نيست. در روايات، صبر و صلوه در آيه شريفه «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوهِ»؛3 به رسالت و اقامه ي ولايت معنا شده‌اند. «وَ إنَّها لَكَبيرَﺓٌ إِلّا عَلَي الْخاشِعينَ»4 يعني اقامه ي ولايت جز براي اهل خشوع، مشكل است. آنان كه اهل خشوع نيستند، رسالت را مي‌پذيرند، امّا به ولايت تن نمي‌دهند، با اين گمان كه هيچ كس بر آن ها ولايت ندارد، حال آن كه با فرار از ولايت حق، زير پرچم و سرپرستي شيطان، كفّار، منافقين و نفس قرار گرفته‌اند.

آن كه گريزد ز خرابات شاه                 بار كش غول بيابان شود

بايد بسيار مراقب باشيم كه چه كسي را به ولايت و سرپرستي خود انتخاب مي‌كنيم. آيا ولايت خدا را مي‌پذيريم يا بنده شيطان مي‌شويم؟

--------------

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج 74، ص 165.

2. مقتل الحسين 4 ، ص 94.

3. بقره (2)، آيه 45.

4. همان.



منبع : حدیث دل سپردن، چاپ پنجم، ص 136، آقاتهرانی


انتخاب 90