تبليغاتX
فــــــــریـــاد گــــران توحیــــد



مقام معظم رهبری

من با اطمینان کامل می گویم :

تحقق کامل وعده الهی(ظهور) برای تمدن نوین اسلامی در راه است!       

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه»

 زبان عاقل، پشت قلب او قرار دارد، و قلب احمق، پشت زبان او جاى گرفته است. (عاقل، با اندیشه سخن مى‏گوید و نادان بى‏فكر)

شرح:

انسان عاقل، وقتى بخواهد سخن بر زبان آورد، نخست به دل و اندیشه خود مراجعه مى‏كند، معنى آن سخن و نیكى یا بدى آن را با عقل و شعور خود مى‏سنجد، نتیجه‎ا‏ى را كه ممكن است از آن حاصل شود حساب مى‏كند، و هنگامى كه به درستى و خوبى سخن خود اطمینان یافت، آن را بر زبان مى‏آورد.

پس عاقل، قلب و اندیشه‏اش را بیش از زبانش به كار مى‏اندازد، و زبانش را پشت سر عقل و شعور خود نگاه می‎دارد.

اما احمق، بر عكس رفتار مى‏كند. یعنى هر سخنى كه به زبانش آمد، نسنجیده و بدون فكر و اندیشه بیان مى‏كند، و پس از آن كه سخن او، در دیگران، تأثیر بد گذاشت، تازه به فكر مى‏افتد كه آیا سخنش درست بوده یا نادرست.

یعنى احمق، نخست زبان خود را به كار مى‏اندازد و نسنجیده حرف مى‏زند، و بعد از آن، به قلب و عقل خود مراجعه مى‏كند و درباره نیك و بد سخن خود و نتیجه و حاصل آن مى‏اندیشد.

به همین دلیل است كه خردمندان، از قدیم گفته‏اند: سخنى كه درباره آن كاملا فكر نكرده‏اى، بر زبان میاور.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

سپاس خدایی را که اسمان وزمین را خلق کرد تا در اختیار موجود ارزشمندی چون انسان قرار دهد

حمد خدایی راست که اهل بیت عصمت و نبوت را برای هدایت ما انسان ها خلق کرد

سپاس خدایی را که بی بی فاطمه الزهرا را به عنوان یک نگین درخشان در عالم خلقت قرار داد تا ما از نورانیت آن در ناز  نعمت باشیم

و سپاس خدایی را که ما را خلق کرد تا بنده ی شکر گذار او باشیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

زاهدی یک سال تمام روزه گرفت و هر هفته تنها یک بار غذا خورد. پس از این ریاضت، از درگاه خداوند خواست که معنای حقیقی یک بند از کتاب مقدس را به او بنمایاند. هیچ پاسخی نگرفت. به خود گفت: چه وقت تلف کردنی!این همه از خود گذشتگی کردم؛ و خداوند حتی پاسخم را نداد...بهتر است از این منطقه بروم و راهبی را بیابم که معنای این بند را بداند. در همان لحظه فرشته ای ظاهر شد و گفت: این دوازده ماه روزه داری، فقط برای این بود که به خودت بقبولانی که بهتر از دیگرانی؛ و خداوند به انسان مغرور پاسخ نمی دهد. اما وقتی فروتن شدی و از دیگران کمک خواستی، خداوند مرا فرستاد. و سپس آنچه را می خواست بداند، برایش توضیح داد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

تفسیر سوره قدر
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

اعمال مخصوص شبهای قدر را در ادامه مطلب بخولنید
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

تولد امام حسن مجتبی کریم اهل بیت عصمت وطهارت (ع)و دهه اکرام و اطعام ایتام مبارک وگرامی باد

سالروز ضربت خوردن امام علی (ع)وشهادت ایشان و لیالی عظیم قدر  فرصت مناسب برای درک جایگاه امام علی (ع)و اهمیت والای شب قدر و ارتباط شهادت امام علی (ع)و شبهای قدر را تبریک وتسلیت می گویم  تبریک به جهت فرصت شبهای قدر و تسلیت به جهت از دست دادن مولایمان

 

در ادامه مطالبی راجع به امام علی (ع)اورده ام که کمتر به گوشتان خورده است و خالی از لطف نیست

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

خدایا کمکم  کن تا بتوانم دل پدر مادرم را شاد کنم

امین یا رب العالمین    اللهم صل علی محمد و ال محمد

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

مقاله ای در باره آزادی بیان از بیان امام علی (ع)

رمز عبور ر۱۸۵۸


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند :

« روزی من و پدرم به مسجد رفتیم و میان قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و منبرش، به عده ای از اصحاب او برخورد کردیم. به آنان نزدیک شدیم، پدرم به آنها سلام کرد و فرمود: به خدا قسم! بو و جان های شما را دوست دارم. پس با پرهیزگاری و جهاد با نفس به این محبت و رابطه کمک کنید و بدانید که ولایت و دوستی ما جز با دوری از گناه و پرهیزگاری و تلاش در راه حق، به دست نمی آید. هر کس از عده ای پیروی کند، باید مانند آنها رفتار نماید. شما شیعه و حزب و یاران خدا هستید، پیشی گیرندگان اول و آخرید، در دنیا برای محبت ما و در آخرت برای وارد شدن به بهشت، سبقت گیرنده هستید.

بهشت را به ضمانت خدا و رسولش برای شما ضمانت کردم، شما و زنانتان پاک هستید. هر زن مؤمنی حوری است و هر مرد مؤمنی راستگو و صدیق است.

امیرالمؤمنین علیه السلام، بارها به غلامش قنبر فرمود : بر شما بشارت و مژده باد، خوش حال باشید که به خدا قسم! رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا در گذشت، در حالی که بر تمامی امّتش، جز شیعیان خشمناک و غضبناک بود.

بدانید! برای هر چیز شرفی است و شرف دین شیعه است.

بدانید! برای هر چیز آقایی و سروری است و سَرور مجالس، جایگاه شیعیان می باشد.

بدانید! برای هر چیز رهبری است و رهبر زمین ها، آن زمینی است که شیعه در آن ساکن باشد.

 بدانید! برای هر چیز تمایلی است و تمایل به دنیا، خانه ای است که شیعه ی ما در آن ساکن باشد.

به خدا قسم! اگر کسی از شما بر روی زمین نبود، مخالفین شما ابداً از خوبی بهره ای نمی بردند؛ آنان در آخرت نصیبی ندارند. هر کس که دشمن ما و شما باشد، اگر در عبادت و انجام اعمال نیک پر تلاش باشند، مشمول این آیه {عاملة الناصبة تصلی ناراً حامیة} (کسانی که پیوسته عمل می کنند و خسته می شوند و در آتش سوزان وارد می گردند.) است.

اگر کسی از مخالفان برای شما دعا کند، دعای او درباره ی شما به استجابت خواهد رسید و اگر کسی از شما، حاجتی بخواهد و یا دعایی کند، صد برابر برای آن خواهد بود.

اگر کسی از شما، کار نیکی کند، زیادی جزای آن را نمی توان شمرد و اگر کسی از شما، کار بدی کند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، از تبعات و آثار آن، جلو گیری می کند.

به خدا سوگند! روزه دار شما در باغ های بهشت قدم بر می دارد و ملائکه او را به پیروزی و رستگاری مژده می دهند، تا افطار کند. حج کننده و عمره گزارنده ی شما از خواص درگاه حق به حساب می آید و یقینا همگی شما از اهل دعوت و ولایت خدا هستید و ترس و اندوهی بر شما نمی باشد، تمام شما در بهشت هستید، پس در انجام کار های نیک از یکدیگر سبقت بگیرید.

به خدا قسم! پس از ما، کسی به پروردگار عالم، نزدیک تر از شما نیست. چقدر خداوند به شما نیکی کرده است، اگر چنین نبود، در کارها عاجز و ناتوان می شدید و دشمنانتان شما را سرزنش می کردند و مردم این را امری بزرگ می پنداشتند. فرشتگان با شما رو به رو می شدند و سلام می کردند.

امیرالمؤمنین علیه السلام، فرمود : دوستان ما در حالی از قبر هایشان بر انگیخته می شوند که همه ی مردم ترسان و ناراحتند، و آنان ترس و ناراحتی ای ندارند.» (فضائل الشیعه، حدیث هشتم)

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

موقعی گذشت زمان و اهمیت ثانیه به ثانیه اش رو با همه وجود حس می کنم که:

پشت چراغ قرمز می ایستم و از قضا عجله هم دارم و می بینم که ثانیه ها مثل ساعت می گذرن. آرام ِ آرام...

یا وقتی که توی اتاق ساکتی هستم که تنها صداش، صدای تیک تیک عقربه های ساعته و ناخودآگاه بهش خیره می شم و گذر ثانیه هاش رو با عقربه ها همسفر می شم: یک، دو، سه،...، بیست و پنج، بیست و شش، ... پنجاه و نه، شصت ... و دور بعدی!

چقدر اینجا ثانیه ها برام مهم می شن. انگار هر کدوم پر از فرصتند. فرصتی که داره از دست میره و من نشستم و دارم می شمرمشون: یک، دو، سه،...، بیست و پنج، بیست و شش، ... پنجاه و نه، شصت ... و دور بعدی!

این عمرمه که اینقدر سریع داره از دست می ره. بدون هیچ مکثی... کاش نه فقط این دو موقع، بلکه همیشه قدرشو بفهمم و فرصت هامو از دست ندم.

حدیث زیبایی هست که می گه "هر نفس گامی بسوی مرگ است"

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

حضرت آية الله العظمی بهجت رحمه الله :
كوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براى سعادت دنيا و آخرت، بندگى خداى بزرگ است؛ و بندگى، در ترك معصيت است در اعتقاديّات و عمليّات.
آنچه را كه دانستيم، عمل نماييم و آنچه را كه ندانستيم، توقّف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيمانى و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خداى بزرگ، اولى به توفيق و يارى خواهد بود.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته، و الصلاة على محمدٍ و آله الطّاهرين، و اللّعن على أعدائهم أجمعين
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

رسول الله (صلى الله عليه وآله ) براى ديدن گوسفندانش به در رفت ، شبان برهنه بود و از جامه خويش شپش مى جست ؛ چون ديد پيغمبر به سويش ‍ مى آيد، لباس به تن كرد؛ پس حضرت او را از سمتش بر كنار نمود و فرمود: ما اهل بيتى هستيم كه كسى را كه ادب به خدا نباشد و در خلوت از او حيا ندارد استخدام نمى كنيم .

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

فكر نمي كرديم جدايي جانگداز بنمايد ،‌دوست داشتني ترين احساسها نيز از فراق هزارساله غمگين مي شوند.

دلمان قرص است كه مي آيي

به ظلمت آسمان نااميد نمي شويم ،‌طلوع و فرداها را مي شماريم و جمعه ها را . مگر چه داشت اين دل ما كه آمدنت را مي لرزاند .

چشمانمان كوچكتر از آنند كه بودنت را حس كنند اما قلبهامان سرشار از عطر انتظار توست .

اي صاحب دلها ، نوازشهايت و نگاههايت را از ما دريغ مكن .

ديگر اشكهامان تاب ايستادن ندارند گويي تو مي خواني شان . كاش دلهاي سردرگم و خسته مان را نيز مي خواندي ، كاش حس حضورت در چشمها گل مي داد و نه فقط در دلها كه گاه شرم دارم از چشمانم كه لياقت قدوم خجسته ات را ندارند

نكند عادت كنيم به دوري ات . نكند از ياد ببريم دلها را كه اشتياق گاه دردناك مي شود و شيطان قطره هاي عقل در دل مشتاق مي چكد .

گاه مي خواهم چشمانم را به روي هر چه تاريكي است ببندم و طراوت حضورت را معصومانه حس كنم

زماني كه فقط بهار است و زمستان سرد از شرم آغوش گرم تو رنگ باخته است

زماني كه اگر مرغ عشقي عاشق باشد بي اعتنا به قفس آواز مي خواند

زماني كه رنگها رنگي اند و گلاب بوي گل محمدي مي دهد

وه كه چه زيباست ،‌نه اشكي ،‌نه دردي و نه دل نگراني سراسر تازگي و شور و قرار

پس بيا و زيبايي كن ...

بيا ...

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

حکیمه خاتون، دختر امام جواد ع، بعد از وفات حضرت امام حسن عسکری ع می گوید: بعد از اینکه امام هادی ع به شهادت رسید و امام حسن عسکری ع در جای پدر بزرگوار خود قرار گرفت، من به زیارت او می رفتم، چنانچه به زیارت پدر آن حضرت می رفتم. روزی به نزد ایشان رفتم. پس نرجس خاتون به نزد من آمد که چکمه ام را از پایم در بیاورد.
گفتم: «ای خانم بزرگوارم! من باید چکمه ترا در بیاورم.»
گفت: «تو خانم بزرگوار من هستی! و من باید چکمه ترا در بیاورم.»
گفتم: «خیر! به خدا قسم که نمی گذارم چکمه مرا در بیاوری، بلکه من ترا بر دیدگان خود می گذارم و ترا خدمت می کنم.»
امام حسن عسکری ع سخنان ما را شنید و فرمود: «ای عمه! خداوند ترا جزای خیر بدهد.»
من تا غروب آفتاب در نزد آن حضرت نشستم. سپس کنیزی را صدا کردم و گفت: «لباس مرا بیاور تا مراجعت بکنم.»
امام حسن عسکری ع فرمود: «ای عمه! امشب را نزد ما بیتوته کن. زیرا این شب، شب نیمه شعبان است و بزودی در این شب مولودی که کریم است و حجت خداوند متعال بر خلق می باشد متولد می شود، او کسی است که خداوند بوسیله او زمین را بعد از مردنش، زنده می کند.
پس بدرستی که خداوند عزوجل زود است که ترا به ولی خود و حجت خود برخلق که جانشین من است مسرور نماید.
گفتم: ای آقای من! از چه کسی این فرزند متولد می شود؟
حضرت فرمود: از نرجس
پس من بخاطر این بشارت بسیار خوشحال شدم و نزد حضرت نرجس ع رفتم ولی در او اثر حملی را ندیدم، پس تعجب کردم و به امام حسن عسکری ع عرض کردم: من اثر حملی را در نرجس نمی بینم.
حضرت تبسمی کرد و فرمود: «ما اوصیاء از شکمها برداشته نمی شویم و مادرانمان، ما را در پهلوهای خود حمل می کنند، و ما از ارحام بیرون نمی آییم بلکه از طرف راست مادران خود بیرون می آییم زیرا ما نورهای خداوند هستیم که کثیفی به ما نمی رسد.»
عرض کردم:...

«ای سید من! در چه وقتی از این شب، آن مولود، متولد می شود؟»
حضرت فرمود: «در وقت طلوع فجر.»
چون من از نماز عشاء فارغ شدم، افطار کردم و به رختخواب رفتم و پیوسته مراقب نرجس بودم. چون نیمه شب شد، بر نماز خواندن برخاستم و چون نمازم تمام شد، دیدم نرجس خاتون خوابیده و هیچ مورد خاصی وجود ندارد.
سپس بیرون رفتم تا ببینم که فجر شده است یا نه، پس دیدم که فجر اولف طالع شده است و نرجس خاتون همچنان در خواب بود، پس شکهایی به خاطرم راه یافت. در همین هنگام امام حسن عسکری ع از آن جایی که نشسته بود، مرا صدا زد و فرمود: «ای عمه! عجله نکن که اینک امر ولادت نزدیک شده است.»
پس من نشستم و سوره های «الم سجده» و «یس» را خواندم و در خواندن بودم که نرجس خاتون، ترسان بیدار شد. من سریع خود را به او رسانیدم و او را به سینه خود چسبانیدم و گفتم: نام خدای بر تو باد! احساس چیزی می نمایی؟»
گفت: «بلی ای عمه!»
در این حال، دیدم نرجس خاتون، اضطراب دارد، پس او را در بغل گرفتم و نام الهی را بر او خواندم. امام حسن عسکری ع صدا زد که: «سوره قدر را بر او بخوان»
از او پرسیدم: «چه حالی داری؟»
نرجس خاتون گفت: ظاهر شد اثر آنچه مولایم فرمود.
پس مشغول خواندن سوره قدر شدم چنانچه امام حسن عسکری ع امر فرموده بود. پس آن طفل در شکم نرجس خاتون نیز با من همراهی می کرد و آنچه که من می خواندم را می خواند و بر من سلام کرد و من ترسیدم. امام حسن عسکری ع صدا زد و فرمود: که: «ای عمه! از قدرت الهی تعجب نکن که حق تعالی کوچکهای ما را به حکمت، گویا می گرداند و در بزرگی، ما را در روی زمین، حجت خود می گرداند.»
سخن حضرت تمام نشده بود که ناگهان حضرت نرجس ع از نظرم ناپدید شد و او را ندیدم. گویا پرده ای میان من و او زده شده بود. پس فریاد کنان بسوی حضرت امام حسن عسکری ع دویدم. آن حضرت فرمود: «برگرد ای عمه! که او را در جای خود خواهی یافت.»
پس من مراجعت نمودم و بعد از زمان کمی، پرده برداشته شد و نرجس خاتون را دیدم که بر وی نوری است که چشمم را خیره نمود و حضرت صاحب الامر ع را مشاهده کردم کهبه سجده افتاده و انگشتان سبابه خود را به طرف آسمان بلند کرده بود و می گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و ان جدی محمد رسول الله و ان ابی امیرالمومنین» (یعنی: شهادت می دهم که نیست معبودی جز خداوند و بدرستی جد من محمد، فرستاده خداوند، و پدرم امیرالمومنین است.)
آنگاه یک یک امامان را شمرد تا اینکه به خود رسید، پس فرمود: « اللهم انجزلی ما وعدتنی و اتمم لی امری و ثبت وطاتی و املاء بی الارض قسطا وعدلا.» (یعنی: خدایا وفا کن به آنچه که به من وعده داده ای و امرم را تمام کن و قدمهایم را محکم گردان و بوسیله من زمین را پر از عدل و داد کن.)
در روایت دیگری آمده است که: چون حضرت مهدی ع، متولد شد به زانو در آمده و دو سبابه خود را بلند نمود. آنگاه عطسه کرد و فرمود: «الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله عبدا ذکر الله غیر مستنکف و لا مستکبر» (یعنی: سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمد و آل او باد، بنده ای که بدون هیچ ننگ و استکباری خدا را یاد کرد.)
آنگاه فرمود: «ظالمان گمان کردند که حجت خداوند باطل خواهد شد، اگر در سخن گفتن به من اجازه می دادند هر آینه شک زایل می شد.»

+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

چهار عضو مطهر
امتى الغر المحجلون يوم القيامه من آثار الوضوء . گفت پيامبر (صلى الله عليه وآله ): امت من روى سپيده و دست و پاى سفيد باشند از اثر دست و روى شستن . (31) بدانكه !ايزد تعالى چون نماز را واجب كرد، نخواست كه بندگان وى به دنيا آلوده به خدمت آيند، ايشان را فرمود كه وضو كنند و با اين چهار عضو مخصوص كرد؛ زيرا كه آدم اول روى به درخت گندم كرد و پاى برفت و به دست از درخت گندم باز كرد و بر سر نهاد و بر حوا آورد، ايزد عز اسمه اين چهار عضو گناهكار را بفرمود شستن به گاه خدمت .انتهى .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

لقمان به پسر خود وصيت کرد: اي فرزند، چهار صد پيغمبر را خدمت کردم و چهار هزار حکمت ياد گرفتم. از آن چهار هزار حکمت چهار صد حکمت، از آن چهار صد حکمت- چهل جکمت، از آن چهل حکمت هشت حکمت، را بر گزيدم که اينهاست.


دو چيز را فراموش کن و دو چيز را فراموش نکن و چهار چيز را در جاي خود حفظ کن.


دو چيز که بايد فراموش کني: اگر به کسي نيکي کردي فراموش کن2. اگر کسي به تو بدي کرد  آن را هم فراموش کن.


دو چيز که بايد فراموش نکني: 1. ياد خدا را هيچ وقت فراموش نکن. فراموشي و غفلت از خدا علت تمام مصيبت هاست. شيطان دلي را که از ياد خدا غافل شد تصرف مي کند و سپس آن دل نابود مي شود.2. مرگ را فراموش نکن. انسان وقتي يقين کرد که بايد برود، توشه سفر آخرتش را مي بندد و کم کم دل از محبت دنيا بر مي دارد و به آخرت رو مي آورد.


و چهار چيز که بايد در مقام خود نگهداري و حفظ کني: 1. هر گاه به خانه مردم رفتي، مراقب چشم خود باش و به نامحرم نگاه نکن.2. هر گاه ميان مردم رفتي زبانت را حفظ کن، بيشتر آفات و بلياتي که در دنيا و آخرت به انسان مي رسد از زبان است. رسول خدا(ص) مي فرمايند: هرکس به خدا و روز قيامت ايمان دارد يا سکوت مي کند و حرف نمي زند؛ و يا کلام زيبا و سودمند مي گويد. قيمت هر کس به کلام اوست. حضرت علي (ع) مي فرمايد: زبان هرکس نشانه عقل اوست.3. غذاي حرام نخور. غذايي که انسان مي خورد بر همه اعضا و جوارحش تاثير مي گذارد. غذاي حلال قلب را قلب را نوراني و با صفا مي کند وانسان را به عبادت خدا متمايل مي کند و متوجه امور آخرتش مي کند؛ اما غذاي حرام قلب را تاريک و قسي مي کند و انسان را به انجام دادن گناه متمايل مي کند و از توجه به امور آخرت باز مي دارد. 4. به نماز توجه داشته باش. دلت را در وقت نماز خواندن حفظ کن و به جاي ديگر توجه نکن. نماز اشرف و افضل همه طاعات و عبادت هاست. هيچ عملي همچون نماز بنده را به خدا نزديک نمي کند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

آيا به آنچه مي‌داني عمل کرده‌اي؟


 


من و شما و خيلي‌ها، تا بزرگي را مي‌بينيم - نمي‌دانم، شايد از روي عادت باشد، يا شايد ...!؟- فوراً جلو مي‌رويم و مي‌گوييم : " آقا يک نصيحتي به ما بفرماييد".


همين مسأله، موضوع فرمايش حضرت آيت الله محمد تقي بهجت است که خود، اندرزي بسيار ارزنده‌ و نصيحتي پربار است.


به اميد آنکه لااقل بر اين پند گوش فرا دهيم و به هوش آييم.


          بسم الله الرحمن الرحيم


... آقاياني که طالب مواعظ هستند، از ايشان سوال مي‌شود:


آيا به مواعظي که تا حال شنيده‌ايد عمل کرده‌ايد يا نه؟


آيا مي‌‌دانيد که هر کس به معلومات خود عمل کرد، خداوند مجهولات او را معلوم مي‌فرمايد؟


آيا اگر به معلومات [و آنچه مي‌داند] عمل ننمايد، توقع زياد شدن معلومات شايسته هست؟


آيا بايد دعوت به حقّ از طريق لسان باشد؟


آيا [معصومين] نفرموده‌اند "با اعمال خودتان دعوت به حق بنماييد" ؟


آيا جواب اين سوال‌ها از قرآن کريم "وَ الّذينَ جَاهَدوا فِينَا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا" آنان که در راه ما تلاش کنند به راه‌هاي خويش هدايتشان مي‌کنيم. (1)


و از کلام معصوم علهيم ‌السلام: «مَن عَملَ بِما عَلِمَ وَرَثَهُ اللهُ عِلمَ مَا لََم يَعلَم» هرکس بدان‌چه مي‌داند عمل کند خدا علم آنچه که نمي‌داند را روزيش مي‌کند (2)


و «مَن عَملَ بِما عَلِمَ، کَفَي مَا لَم يَعلَم» هر کس به آنچه مي‌داند عمل کند، همين از آنچه نمي داند کفايتش مي‌کند. [روشن نمي‌شود؟]


خداوند توفيق مرحمت فرمايد که آنچه را مي‌دانيم زير پا نگذاريم، و در آنچه نمي‌دانيم توقّف و احتياط نماييم تا [در آينده برايمان] معلوم شود.


از آنهايي نباشيم که گفته‌اند:


                  پي مصلحت مجلس آراستند                         نشستند و گفتند و برخاستند


 


وَ مَا تَوفيقي اِلَّا بِاللهِ، [عليه] تَوَکّلتُ وَ اِلَيهِ اُنِيب، و السّلام عليکم و رحمة‌الله و برکاته.

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

پیروزی  دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات ۲۲خرداد  بی سابقه ترین انتخابات کشور را بر مردم   فهیم ایران زمین تبریک می گوییم  و امیدوارم ایشان در برنامه های خود برای پیشرفت و ترقی ایران باشکوه و سر بلند موفق باشد     

                             مولا علی یار و یاورت باد  دکتر

از سایر کاندیداها می خواهم که همانند مردم عزیز ایران زمین رفتار نمایند٪

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |

نصر من الله و فتح قریب

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388;ساعت ; توسط عباس غلامی پور (فرهمندیان); |