|
منتـــظـــران صبــــــح ظـــــــهور وقتی امام عاشقان غایب است ** اطاعت از خامنه ای واجب است
|
شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان (سلام الله عليه) هستيد، ملائكه ، شما را مراقبت مي كنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارند. [امام خميني (ره)] دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهره ى حق، همه ى قله هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشم انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است. [مقام معظم رهبري] راه خلاص از گرفتاري ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات براي فرج وليّ عصر (عج)؛ نه دعاي هميشگي و لقلق? زبان... بلکه دعاي با خلوص و صدق نيّت و همراه با توبه.[آيت الله العظمي محمدتقي بهجت] از بس عمل به احکام دين اسلام نشده است، وقتي امام زمان(عج) تشريف مي آورند، ما فکر مي کنيم که دين جديد آورده اند. خير براي اين است که ما عمل به دين اسلام نکرده ايم[ آيت الله حق شناس] [ ] [ 22:33 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
در روايات اسلامي براي دوره آخرالزمان علايم و نشانههايي ذکر شده که با تحقق اين علايم و نشانهها، پي ميبريم که هم اکنون در دوره آخرالزمان قرار داريم. اينک به برخي از اين علايم و نشانهها اشاره ميکنيم: 1 - گسترش ترس و ناامني 2 - تهي شدن مساجد از هدايت 3 - سردي عواطف انساني 4 - گسترش فساد اخلاقي 5 - آرزوي کمي فرزند 6 - مرگهاي ناگهاني 7 - جنگ و کشتار 1 - گسترش ترس و ناامني امام باقرعليه السلام ميفرمايد: «لايقوم القائم الاّ علي خوف شديد...» ؛ [1] «حضرت قائمعليه السلام قيام نميکند مگر در دوراني پر از بيم و هراس.» و نيز فرمود: «مهديعليه السلام هنگامي قيام ميکند که زمام کارهاي جامعه در دست ستمکاران باشد». [2] . 2 - تهي شدن مساجد از هدايت پيامبرصلي الله عليه وآله درباره وضعيّت مساجد در آخرالزمان ميفرمايد: «مساجدهم عامرة وهي خراب من الهوي» ؛ [3] «مسجدهاي آن زمان آباد و زيباست، ولي از هدايت و ارشاد در آن خبري نيست.» 3 - سردي عواطف انساني رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله در اين باره ميفرمايد: «فلاالکبير يرحم الصغير ولاالقوي يرحم الضعيف، و حينئذ يأذن اللَّه له بالخروج» ؛ [4] «در آن روزگار، بزرگترها به زيردستان و کوچکترها ترحّم نميکنند و قوي بر ضعيف ترحّم نمينمايد. در آن هنگام خداوند به او [مهديعليه السلام ] اذن قيام و ظهور ميدهد.» 4 - گسترش فساد اخلاقي رسول خدا صلي الله عليه وآله ميفرمايد: «قيامت برپا نميشود تا آنکه زني را در روز روشن و به طور آشکار گرفته، در وسط راه به او تعدي ميکنند و هيچ کس اين کار را نکوهش نميکند». محمد بن مسلم ميگويد: به امام باقرعليه السلام عرض کردم: اي فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام فرمود: «إذا تشبّه الرجال بالنساء، والنساء بالرجال، واکتفي الرجال بالرجال، والنساء بالنساء» ؛ [5] «هنگامي که مردها خود را شبيه زنان و زنان خود را شبيه مردان کنند. آن گاه که مردان به مردان اکتفا کرده و زنان به زنان اکتفا کنند.» 5 - آرزوي کمي فرزند پيامبر اسلامصلي الله عليه وآله فرمود: «رستاخيز بر پا نميشود تا آنکه کسي پنج فرزند دارد آرزوي چهار فرزند کند. و آنکه چهار فرزند دارد ميگويد: کاش سه فرزند داشتم، و صاحب سه فرزند آرزوي دو فرزند دارد. و آنکه دو فرزند دارد، آرزوي يک فرزند بنمايد. و کسي که يک فرزند دارد آرزو کند که کاش فرزندي نداشت». [6] . 6 - مرگهاي ناگهاني پيامبر اکرمصلي الله عليه وآله فرمود: «قيامت برپا نميگردد، تا اينکه مرگ سفيد ظاهر شود. گفتند: اي رسول خدا! مرگ سفيد چيست؟ فرمود: مرگ ناگهاني». [7] . 7 - جنگ و کشتار امام رضاعليه السلام فرمود: «پيش از ظهور امام زمانعليه السلام کشتارهاي پياپي و بيوقفه رخ خواهد داد». [8] پي نوشته ها : [1] الغيبة، نعماني، ص 235. [2] ملاحم، ابن طاووس، ص 77. [3] بحارالأنوار، ج 2، ص 190. [4] همان، ج 52، ص 380. [5] کمال الدين، ج 1، ص 331. [6] فردوس الاخبار، ج 5، ص 227. [7] الفائق، ج 1، ص 141. [8] الغيبة، نعماني، ص 271. [ ] [ 13:7 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
ا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست .. سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران .. میخواهم از جور زمانه بگویم ، میخواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پردهای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذرهای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خستهام. آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان: مولای من میدانی چند سال است انتظار میکشم. از وقتی سخن گفتهام و معنای سخن خود را فهمیدهام انتظارت را میکشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده. خستهام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. میدانی چند نوجوان هم سن و سال من آوارهاند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش. چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی میآیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش میدهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش میترسم. میترسم بیائی و من خواب باشم. میترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم… حس میکنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمیشنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده. ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه میکنند! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابانهای تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه میکنند؟ روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینهی زخمیام را مرهمی باشم. میدانی چه آمد؟ یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور…. نه؛ غم میخورم؛ غم میخورم بخاطر روزهایی که نبودهای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. غم میخورم به خاطر روزهایی که به یادت نبودهام و با گناه شب شدهاند. همان روزهایی که در تقویم خاطرهها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کردهام. بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی میآید؟ کی میشود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.«بهترین روز ، روز ظهور مولاست» با تمام جهل و مستی تصمیم گرفتهام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن ماندهام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت میکشم. دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگیاش ایمان میآورد…. [ ] [ 13:6 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
مرحوم شيخ صدوق، راوندي و بعضي ديگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حكايت كند: روزي در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللَّه عليهم اجمعين نشسته بودم، آن حضرت فرمود: آيا مي داني پيراهن حضرت يوسف ( عليه السلام ) چه بود و كجاست؟ عرض كردم: خير، نمي دانم؛ شما بفرمائيد تا فرا بگيرم. امام ( عليه السلام ) فرمود: چون حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) را خواستند داخل آتش بيندازند، جبرئيل امين ( عليه السلام ) پيراهني از لباس هاي بهشتي برايش آورد وبر او پوشانيد و آتش در مقابلش سرد و بي أثر شد. و در آخرين روز حياتش آن را تحويل حضرت اسحاق ( عليه السلام ) داد و او نيز پيراهن را بر حضرت يعقوب ( عليه السلام ) پوشانيد كه اندازه قامت او بود. و هنگامي كه حضرت يوسف ( عليه السلام ) به دنيا آمد، پدرش آن پيراهن را بر يوسف پوشانيد، تا آن جائي كه همان پيراهن را توسّط برادرانش براي پدر خود - كه نابينا گشته بود - فرستاد و او بينا گرديد و اين همان پيراهن بهشتي بود. عرض كردم: اكنون آن پيراهن كجاست و چه خواهد شد؟ فرمود: الآن نزد اهلش مي باشد و در نهايت، تقديم قائم آل محمّد صلوات اللَّه عليه خواهد شد. و هنگامي كه آن حضرت ظهور نمايد، آن پيراهن را بر تن مبارك خود مي نمايد و تمام مؤمنين در شرق و غرب دنيا، هر كجا كه باشند بوي خوش آن را استشمام خواهند كرد. و او - يعني؛ امام زمان عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف - در تمام امور وارث تمامي پيغمبران الهي مي باشد. ( - إكمال الدّين: ص 327، ح 7، الخرايج والجرايح: ج 2، ص 691، ح 6، با تفاوتي مختصر. ) [ ] [ 13:4 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
شاید ذهنتان با این سؤال درگیر شده باشد که چرا حکومت عدل جهانی در پایان تاریخ و آخرالزمان اجرا می شود؟ آیا این امر به طور اتفاقی است یا دلیلی برای وجود آن در این عصر وجود دارد؟ به عبارتی چرا عدالتی که قرار است توسط امام مهدی (عج) در تمام جهان جاری و ساری شود، در عصر انبیای گذشته رخ نداده است؟ در پاسخ به این سؤال باید چند نکته را در نظر بگیریم. برای رسیدن آدمی به تکامل و در نتیجه ایجاد اجتماعی کامل و نیز برقراری دولت و حکومت عدل در جامعه، به دو عامل اساسی نیازمندیم: ادامه مطلب [ ] [ 13:1 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
مباحث جاري کشور، نيازمند تحليل است؛ زيرا از بعضي آقاياني که انتظار نميرفت، اعمالي سر زده که به هيچ وجه درست نميباشد. توجه به دو جمله از «صداي آمريکا» و «بي.بي.سي»، اهميت درست نبودن اين رفتارها را نشان ميدهد: صداي آمريکا: «احمدي نژاد عليه ولايت فقيه با جنبش سبز هم صدا است»! بي.بي.سي: «مقبوليت و محبوبيت رهبر از احمدينژاد است و در صورت ادامه دعوا، احمدينژاد برنده بازي است»! اين نکات بسيار مهم است و ما خوديها بايد به هوش باشيم. مقام معظم رهبري در تعبير زيبايي فرمودند: «دشمنان مثل گرگاند»؛ گرگ اگر بتواند حمله ميکند و اگر نتوانست منتظر ميماند تا يک حيوان و يا گوسفند زخمي اندک خراشي ببيند و ديگر نتواند حرکت کند، آنگاه حمله خود را آغاز ميکند. دشمنان نيز منتظر فرصت هستند، خيلي بايد به هوش باشيم. سؤال اينجاست، اقدام اخير رئيس جمهور محترم چرا رخ داد و چرا ادامه پيدا کرد؟ کاري که آقاي احمدي نژاد انجام داد، قابل توجيه نيست. رهبر معظم انقلاب فرمودند: تا من زندهام نميگذارم که در مسير حرکت مردم انحرافي به وجود بيايد. انحراف در کجاست؟ معظم له چه خطري را احساس کردهاند؟ تمام تحليل بنده در اين نقطه است، انحراف کار کجاست. در اينجا به گوشهاي از مباحث اعتقادي و تئوريک اشاره ميکنيم. ابتدا ذکر دو نکته، لازم و ضروري به نظر ميرسد. ادامه مطلب [ ] [ 17:56 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
![]() آیت الله العظمی اراکی رحمت الله علیه فرمودند: شبی خواب امیر کبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم: چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت شد؟ با لبخند گفت: خیر. سؤال کردم: چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه. با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟ جواب داد: هدیه مولایم حسین است! گفتم: چطور؟ با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد؛ سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم: میرزاتقی خان! دوتا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود. از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد. آن لحظه که صورتم را بر خاک گذاشتند امام حسین علیه السلام آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی، آب ننوشیدی؛ این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم برچسبها: بصیرت [ ] [ 9:44 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
گاهى گمان مىشود تنها مدرك اسلامى بودن یك مسأله، این است كه: در قرآن كریم مطرح شود و چگونگى طرح آن كاملًا شفاف، روشن و بى نیاز از ژرفنگرى و تأملات اجتهادى باشد. در حالى كه: یكم. عقل و سنت نیز هر یك منبع و مدرك معتبرى در اسلام است و آموزههاى اسلامى را مىتوان و بلكه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت. ادامه مطلب [ ] [ 22:22 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
[ ] [ 9:46 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
آغاز سال 1391را به تمام ایرانیان و دوستداران نوروز تبریک می گویم ان شا الله دعای ما در لحظه تحویل سال فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، شفای مریضای اسلام و پیروزی مسلمانان یمن و بحرین و عربستان باشد برچسبها: سال 1391, مقام معظم رهبری, امام زمان [ ] [ 6:7 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
سلمان فارسي (رضوان الله تعالی علیه)، همين كه شنيد پيامبر ظهور كرده، بسيار خوشحال شد. فرمود: «اين همان آقايي است كه دنبالش هستيم، بايد برويم و او را از نزديك ملاقات كنيم». برخي هم از بعثت پيامبر ناراحت شدند، زيرا منافعشان به خطر افتاد. تکلیف خود را خود مشخص می کنیم! اگرچه به ظاهر از پيامبر دور هستيم، ولي با عمل به توصيههاي آن حضرت، در جوار او قرار خواهيم گرفت. اويس قرني پيامبر را نديده بود. پيامبر (صلوات الله علیه و آله) هم به ظاهر او را نديده بود؛ ولي اين امر چيزي از عظمت مقام اويس كم نكرد. او از بهترين ياران پيامبر و شيفته اميرالمؤمنين (علیه السلام) بود. وقتي پيامبر (صلّی الله علیه و آله) به رسالت مبعوث شدند، منتظران واقعي ايشان بسيار شادمان شدند. سلمان فارسي (رضوان الله تعالی علیه)، همين كه شنيد پيامبر ظهور كرده، بسيار خوشحال شد. فرمود: «اين همان آقايي است كه دنبالش هستيم، بايد برويم و او را از نزديك ملاقات كنيم». برخي هم از بعثت پيامبر ناراحت شدند، زيرا منافعشان به خطر افتاد و به قولي، دكّانشان تخته شد. با ظهور امام عصر (ارواحنافداه) نيز بسياري خشنود ميشوند و در مقابل ايشان گروهي نيز اندوهگين خواهند شد. ما بايد هم اكنون تكليف خود را روشن كنيم. انشاءالله بايد سعي كنيم در گروهي قرار بگيريم كه از آمدن حضرت خوشحال ميشوند، كساني كه به دنبال حضرت ميدوند، كساني كه با ديدن حضرت خواهند گفت كه او همان است كه ما دربارهاش ميگفتيم: «بِنَفْسِي اَنّتَ مِنْ مغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنّا، بِنَفْسِي اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا» و این میسر نمی شود مگر با عمل به توصیه ها و فرامین قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) که خداوند متعال فرمودند: «كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ؛ هر كسى در گرو دستاورد خويش است.» و «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ؛ هر كسى در گرو عمل خويش است.» حجت السلام والمسلمین دکتر مرتضی آقا تهرانی [ ] [ 23:32 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
[ ] [ 21:58 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
[ ] [ 22:49 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
دین اسلام به دلایل زیر برترین دین الهی است: الف ) کامل بودن دین اسلام دین كامل و تمام، یعنى مجموعه اى از قوانین الهى براى بشر تا روز قیامت كه:1) انسان را به هدف نهایى برساند.2) به خارج از خودش (سایر مكاتب ) احتیاج نداشته باشد. ادیان الهى، بنا به نیاز امت ها و تناسب محیط زندگانى با هم مختلف بوده، هر دینى تكمیل شده دین قبلى است و چون اسلام ، آخرین دین الهى است، تمام نیازمندى هاى بشر را براى هدایت و سعادت دارد. بشر در دوران زندگى خود یك رشته نیازمندى هاى اصیل و ثابتى دارد و نیز در میان شئون زندگى بشر، مانند قوانین طبیعت، واقعیت هایى هست كه گذشتِ زمان از اصالت آن ها نمى كاهد; زیرا واقعیت، همیشه واقعیت است. اساس دین اسلام بر این حقایق نهاده شده و قوانین آن بر پایه احتیاجات تكوینى و فطرى انسانى مستقر گردیده است. بعضى از این قوانین ثابت است و برخى دیگر نیز متغیر و بنابه مصلحت روز از احكام كلى دین استنباط مى شود، در نتیجه، چون تمامى نیازمندى هاى بشر براى هدایت و سعادت، در دین اسلام وجود دارد، مى توان گفت كه دینِ اسلام دین كاملى است. آیه شریفه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِى; (مائدة ، 3) امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم .»به این معناست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) با استفاده از نیروى وحى ،آخرین مرحله كمال را با تمام شرایط و خصوصیات در اختیار بشرِ حق جو قرار داده و موانع كار را نیز از سر راه آن ها برداشته ، به طورى كه دیگر هیچ نقصى تا قیامت براى راهنمایى انسان باقى نمانده است: «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ ; (انعام ، 115) و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل به حد تمام رسید; هیچ كس نمى تواند كلمات او را دگرگون سازد.» ب ) همگانى بودن دین اسلام : برخى از دلایل همگانى بودن دین اسلام عبارتند از: 1 . دین اسلام بر اساس فطرت انسان ها پایه گذارى شده و چون فطرت در همه انسان ها مشترك است ، پس اسلام همگانى است ; چنان كه قرآن كریم مى فرماید:«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ.. .; (روم ، 30) پس روى خود را متوجه آیین پروردگار كن!این فطرتى است كه خداوند انسان ها را بر آن آفریده ; دگرگونى در آفرینش الهى نیست .» نتیجه ، این كه دین همگانى است . 2 . دین كه همان مجموعه آیات الهى در قرآن است، به «نور» (مائده ، 15)، «كتاب مبین » (حجر ، 1) و «برهان » (نساء ، 174) تعبیر شده است . این نور براى همه افراد بشر لازم و مفید است ; پس دین اسلام همگانى است ; چنان كه خداوند مى فرماید «وَ مَا هِىَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْبَشَرِ» (مدثر ، 31) ; «وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَــلَمِینَ ; (قلم ، 52) و اختصاصى به عصرى خاص و یا نژادى ویژه ندارد»; «وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ كَآفَّةً لِّلنَّاسِ». (سبأ ، 28) 3 .قلمرو انذار پیامبر نیز همه افراد بشرند: «تَبَارَكَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَــلَمِینَ نَذِیرًا ; (فرقان، 1) زوال ناپذیر و پر بركت است كسى كه قرآن را بر بنده اش نازل كرد تا بیم دهنده جهانیان باشد»; «نذیراً للبشر; نذیر براى بشر است .» (مدثر ، 36) 4 .دعوت و ترغیب دین از همه انسان ها به تدبّر و تفكر، شاهد دیگرى بر جهانى بودن آن است : «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ ; (محمّد ، 24) چرا در قرآن تدبّر نمى كنید» . 5. تَحدّى قرآن تا قیامت و اعتراف جهانیان به عجز از آفریدن اثرى همانند آن، دلیل دیگر بر جهانى بودن دین است . 6 . اهداف دین (تزكیه ، تعلیم ، حكمت و تربیت ) براى هدایتِ همگان است; هر چند افراد لایق از آن سود مى برند: «الـم * ذَ لِكَ الْـكِتَـبُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ; (بقره ، 1 ـ 2) (بزرگ است خداوندى كه این كتاب عظیم را از حروف ساده الفبا به وجود آورد) آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزكاران است .»3 پی نوشت ها: 1 . ر .ك: المیزان ، ترجمه حجتى كرمانى ، ج 5 ، ص 278 ـ 283 ، نشر فرهنگى رجاء . 2 . ر .ك: تسنیم ، آیة الله جوادى آملى ، ج 1 ، ص 31 ـ 41 ، مركز نشر اِسراء . 3. به نقل از پرسمان قرآن [ ] [ 23:29 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
آيا امام زمان (ارواحنافداه) اين جمله را به برخي از ما نميگويد كه روزها، هفتهها، ماه ها و سال ها عمرمان را به گناه و غفلت ميگذرانيم ولي محرّم ها ميآييم و در مجلس عزاي امام حسين (علیه السلام) گريه ميكنيم انسان بايد تكليف خويش را يك جا و به درستي مشخّص كند. ما هميشه فرصت انتخاب نداريم. در يك لحظه بايد تصميم گيري كنيم. بعد از واقعه، ديگر نميتوانيم تصميم بگيريم و البته اين تصميم ما به اعمال گذشته مان بستگي دارد. «الأُمُورَ مَرْهُونَـﺔٌ بِأَوْقاتِها»؛1 كارها در گرو وقت آن است. در کربلا صبح كه شد عمر سعد به ابن زياد گفت: مرا به ولايت ري راهي كن و ديگري را به كربلا بفرست! ابن زياد كه در حيله گري استاد بود و به ترديد عمر سعد پي برده بود، پاسخ داد: تو لذّت ملك ري را ببري و ديگري به جهنّم برود؟! اگر نميروي، شمر را ميفرستم.2 به راستي گناه چقدر در مذاق گناهكار، شيرين است كه شيطان به بهاي آن، دين انسان را ميگيرد؟ وقتي كاروان اسيران با آن وضع رقّت بار وارد كوفه شدند، زنان و مردان ندبه كردند و گريستند. آن گاه حضرت زينب : فرمودند: «إنَّ هؤُلاءِ يبْكُونَ علَيْنا فَمَنْ قَتَلَنا غَيْرُهُمْ؟» اين ها بر ما گريه ميكنند! پس چه كسي غير از آن ها ما را كشت؟ آيا امام زمان (ارواحنافداه) اين جمله را به برخي از ما نميگويد كه روزها، هفتهها، ماه ها و سال ها عمرمان را به گناه و غفلت ميگذرانيم ولي محرّم ها ميآييم و در مجلس عزاي امام حسين (علیه السلام) گريه ميكنيم . بر ماست كه بت نفس را بشكنيم و غيرت ديني خود را زنده كنيم. تدبير الهي را بر انسان ها و ساير موجودات «توحيد ربوبي» گويند؛ اما ولايت زماني است كه خداوند بر موجود ذي شعور عنايت داشته و سرپرستي او را عهده دار شود. در قرآن چنين مباحثي به طور جدّي مطرح شده است. آن چه براي مردم سنگين است، پذيرش رسالت و نبوّت نيست. در روايات، صبر و صلوه در آيه شريفه «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوهِ»؛3 به رسالت و اقامه ي ولايت معنا شدهاند. «وَ إنَّها لَكَبيرَﺓٌ إِلّا عَلَي الْخاشِعينَ»4 يعني اقامه ي ولايت جز براي اهل خشوع، مشكل است. آنان كه اهل خشوع نيستند، رسالت را ميپذيرند، امّا به ولايت تن نميدهند، با اين گمان كه هيچ كس بر آن ها ولايت ندارد، حال آن كه با فرار از ولايت حق، زير پرچم و سرپرستي شيطان، كفّار، منافقين و نفس قرار گرفتهاند. آن كه گريزد ز خرابات شاه بار كش غول بيابان شود بايد بسيار مراقب باشيم كه چه كسي را به ولايت و سرپرستي خود انتخاب ميكنيم. آيا ولايت خدا را ميپذيريم يا بنده شيطان ميشويم؟ -------------- پی نوشت ها: 1. بحارالانوار، ج 74، ص 165. 2. مقتل الحسين 4 ، ص 94. 3. بقره (2)، آيه 45. 4. همان. [ ] [ 23:26 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
[ ] [ 15:41 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
امام خامنه ای( حفظ الله ) «از راهى برويد که اگر خداى متعال پرسيد شما به چه دليل به اين فرد رأى داديد، بتوانيد بگوييد به اين دليل. بين خودتان و خدا، دليل و حجّتى فراهم کنيد و بعد با خيال راحت برويد رأى بدهيد. مردم بايد اين کار را بکنند و ما هم از خدا مىخواهيم و دعا و آرزو مىکنيم که خداى متعال دلهاى مردم را به سمت نامزد اصلح - آن که واقعاً صلاحيتش بيشتر است - هدايت کند.» 1376/02/31 بيانات در ديدار جمعي از خانوادههاى شهدا و ايثارگران [ ] [ 19:36 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
1- با انگيزهى خدمت وارد شود 2- نه بايد به مراكز ثروتهاى شخصى متصل بود، و نه به طريق اولى به ثروتهاى عمومى بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز ۱۹ دی 90/10/19 3- طرفدار حقوق مردم 4- معتقد به عزت جمهوری اسلامی 5- متعبد و پایبند به مبانی اسلامی و ارزش های اسلامی و خط امام 6- امین ، متدین ، متعبد 7- مرز روشنی با دشمن داشته باشد 8- معتقد به عدالت اجتماعى - استقرار عدالت در سرتاسر كشور 9- متنفر از فساد در هر بخشى و در هر طبقهاى از طبقات مسئولين دیدار اقشار مختلف مردم 86/12/22 10- شعارهاى انقلاب را زنده کند 11- معتقد به توانائيهاى ملى باشد 12- معتقد به اسلام 13- معتقد به انقلاب باشد بیانات در ديدار هزاران نفر از مردم آذربايجان به مناسبت روز 29 بهمن 86/11/28 14- بهترین از لحاظ ایمان 15- بهترین از لحاظ اخلاص و امانت 16- بهترین از لحاظ دینداری 17- بهترین از لحاظ آمادگی حضور در میدانهای انقلاب 18- دردشناس ترین و دردمندترین نسبت به نیازهای مردم بیانات در اجتماع عظیم مردم یزد 86/10/12 19- آمادگی برای خدمت 20- علاقه مند به انقلاب دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر خم 82/11/15 21- صالح 22- توانمند و کارآمد 23- پایبند به نظام و قانون اساسی 24- پایبند به اسلام و راه امام رحمة الله علیه 25- طرفدار محرومین 26- عالم 27- باتقوا 28- با اخلاص 29- مؤمن دیدار با مردم قم 82/10/18 30- تقوا و عدالت 31- دانايى و كفايت سياسى 32- كفايت اخلاقى و اعتقادى 33- فعّال كه كار كند 34- فكر و بحث و استدلال كند 35- بهطور منطقى اثبات و رد كند بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان قزوین 82/9/26 36- متدین 37- انقلابی ؛ روحیه و نشاط و امید و قوت و روحیه انقلابی داشته باشد 38- خدوم 39- امتحان دیده 40- با کفایت 41- برنامه دار 42- خوشنام 43- جوانگرا ؛ به جوانان اعتقاد داشته باشد اجتماع بزرگ مردم قزوین 82/9/25 44- خواستها و نيازهاى مردم را دنبال کند 45- به وظايف خود بهدرستى عمل كند 46- دلسوزانه به مشكلات مردم توجّه داشته باشد و تلاش كند بيانات در اجتماع با شكوه مردم استان زنجان 82/7/21 47- هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریب گری در او اثر نکند 48- همان وقتی که علی الظاهر فضا را بر ضد او آنچنان متشنج کرده باشند که علیه ش شعار بدهند او بایستد و حرف خودش را بزند 49- مؤمنِ صالح 50- امين و متديّن دیدار کارگزاران حج 78/11/26 51- كارآمد باشد 52- متديّن و باتقوا باشند 53- در مقابل توپ و تشر اين و آن - خارجى، داخلى، زورگويان، قدرتمداران - شجاع باشد و دل خود را نبازد 54- شجاع و باشرف و امين و طرفدار ضعفا و قشر ضعيف باشد 55- حتّىالمقدور با تجربه باشد 56- متديّن، عفيف، كارآمد، شجاع، داراى قدرت مقاومت در برابر اين و آن 57- به فكر مصالح همه كشور باشد بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم 78/11/13 58- خالص، مؤمن، متديّن و انقلابى 59- معتقد به مبانى اسلام و انقلاب 60- معتقد به امام و راه آن بزرگوار 61- معتقد به استقلال اين كشور بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه هاى نماز عيد سعيد فطر 78/10/18 62- بايد انقلابى و مؤمن و شجاع باشد 63- كسانى كه بتوانند قدرت اين ملت را - كه در سايه ارزشهاى انقلابى است - حفظ كنند 64- کسانی كه وقتى قوانينى مىگذارند و موضعى مىگيرند و نطقى مىكنند، همه در جهت حفظ قدرت ملت در سایه ارزش های اسلامی باشد 65- بفهمد امام چه مىگفت، چه مىخواست و چرا مىخروشيد 66- دنبال راه امام و در خطّ او باشد بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در خطبه هاى نماز عيد فطر 74/12/1 67- متديّن، پايبند و وفادار به آرمانهاى انقلاب بيانات مقام معظم رهبرى در خطبه هاى نماز جمعه (19 رمضان 1416) 74/11/20 68- سرسخت باشد 69- جرآت و ایمان داشته باشد خطبه های نماز جمعه 73/11/14 [ ] [ 19:33 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
1- گرايش به دنيا طلبي خطبه هاي نماز جمعه 1390/11/14 2- با قصد قدرتطلبى و جمعكردن پول و مسائل گوناگون و انگيزههاى ناسالم ديگر وارد شود 3- به مراكز ثروت و قدرت متصل شود 4- با پول فلان شركت و فلان كمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بيايد 5- به مراكز ثروتهاى شخصى متصل باشد 6- به مراكز ثروتهاى عمومى متصل باشد 7- از پول بيتالمال مصرف كند دیدار مردم قم به مناسبت سالروز ۱۹ دی 1390/10/19 8- كسى كه با شعارهاي انقلاب به معناى حقيقى كلمه مخالف است هزاران نفر از مردم آذربايجان به مناسبت روز 29 بهمن 1386/11/28 9- آدم ناصالح ديدار پرسنل و فرماندهان نيروي هوايي ارتش 1386/11/19 10- هر كسى كه امريكا بخواهد او را تحتالحمايهى خود بگيرد 11- مرزهاى ميان او و دشمن كمرنگ بشود ديدار هزاران نفر از مردم قم به مناسبت سالروز قيام 19 دیماه 1386/10/19 12- وعده عمراني در منطقه انتخاباتي خود بدهد در جمع عظيم مردم يزد 1386/10/12 13- وامدار قدرتمندان و ثروتمندان باشد خطبه هاي نماز جمعه 1382/11/24 14- مخالف حاكميت اسلام 15- دلداده ي تجديد سلطهى استكبار بر ايران پيام به كنگرهی عظیم حج 1378/12/23 16- زود مرعوب شود 17- مفتون و فريفته شود و دهنش باز بماند 18- آدم سادهلوحى كه راهحلهاى خيالىِ اقتصادى يا سياسى يا امنيتىاى كه با آب و تاب تمام و با رنگ و لعاب گوناگون عرضه مىشود، او را از خود بىخود كند 19- نرفتن به دنبال راه حل هاي اسلام در مسائل 20- طمعورز 21- دهانش كه به اندك چيزى از طرف دشمن شيرين شد، همه چيز را از دست دهد ديدار كارگزاران حج 1378/11/26 22- بدخواه اين ملت 23- بدخواه اين انقلاب 24- بدخواه امام 25- كسى كه دل خود را در مقابل توپ و تشر باخت 26- نماينده اي كه فقط به فكر مصالح آن محلِ بخصوص كه از آنجا انتخاب شده است باشد. ديدار اقشار مختلف مردم 1378/11/13 27- كسى كه اين صندلى و اين پست و اين برگزيدگى را براى نان و نام و مقاصد سياسى خود دنبال مي كند خطبه هاى نماز عيد سعيد فطر 1378/10/18 28- اسلام را نمي پسندد و مقرّرات اسلامى را قبول نمي كند 29- براى خاطر دل بيگانگان و خوشامد ديگران، به انقلاب و ارزشهاى انقلابى اهانت مي كند 30- به خاطر ترس از ديگران، به جاى اين كه به ملت گرايش نشان دهد، به دشمن گرايش نشان مي دهد 31- كسى كه تقواى لازم را ندارد 32- كسي كه اهل معنويّات نيست 33- كسي كه اهل دنياست 34- كسي كه فقط براى نام و نشان و استفاده شخصى ، اين مسؤوليت را مي خواهد خطبه هاي نماز عيد فطر 1374/12/1 35- نماينده بي علاقه به انقلاب و كشور و بي اعتقاد به قانون اساسى 36- مصالح اين كشور برايش مهم نباشد 37- دشمنيهاى استكبار جهانى را نفهمد 38- دلش بخواهد كه از استكبار جهانى تملّق بگويد 39- دلش بخواهد در روزنامه ها و مجلّات وابسته به صهيونيستها اسمش را درشت بنويسند و بگويند فلانى با سياست نظام جمهورى اسلامى مخالفت كرد 40- نماينده اى كه قبل از ورود به مجلس، خود را وامدار ديگران كرده و مجبور باشد در مجلس وام آنها را ادا كند؛ نانهايى به قرض گرفته باشد و بخواهد به مجلس كه رفت، قرض خود را ادا كند 41- نماينده اى كه از مسائل كشور درك لازم را نداشته باشد 42- فاقد هوشمندى، آگاهى، سواد و معرفت لازم باشد خطبه هاى نماز جمعه (19 رمضان 1416) 1374/11/20 43- انسان فاسد و فاسق و فاجر و مزدور بيگانه ديدار فرماندهانِ نواحى، پايگاهها و گردانهاى بسيج سراسر كشور به مناسبت هفته بسيج 1374/9/8 برچسبها: انتخابات, امام خامنه ای [ ] [ 19:32 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
گر تبلیغ دین نباشد، عالم عبث و بیهوده است. تبلیغ فقط راز کربلا نیست، بلکه راز هستی هم هست. تبلیغ دین تنها مسئولیت و رسالت پیامبران الهی است. در آیات کریمه قرآن خداوند متعال به رسول اکرم(ص) میفرماید: «تو هیچ وظیفهای جز ابلاغ نداری»(1) در تبیین جایگاه تبلیغ، سه نکته را میتوان بیان کرد: 1. نقش حیاتی تبلیغ در شهادت امام حسین(علیه السلام) 2. رسالت منحصر به فرد پیامبر 3. وابسته بودن عالم هستی به تبلیغ اگر امکان تبیلغ از بین برود عالم به پایان میرسد. یعنی زمانی حیات عالم معنا دارد که زمینه برای امکان ابلاغ دین باشد. قیام امام حسین دلیلهای دیگری نیز داشته است که در وصیت نامهشان آمده است: «من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم»(2) اما همین اهداف هم جزیی از آن کلیت تبلیغ است؛ یعنی هدف اصلی شهادت امام حسین(علیه السلام)، تبلیغ است و خود «امر به معروف و نهی از منکر» را هم باید یکی از شاخههای آن به حساب آورد. ادامه مطلب [ ] [ 7:52 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
[ ] [ 19:51 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
در قرآن كريم اين مطلب به صورت يك نويد كلى در كمال صراحت هست،يعنى هر كسى كه قرآن كريم را مطالعه كند مىبيند قرآن كريم آن نتيجه را كه بر وجود مقدس حضرت حجت مترتب مىشود، در آيات زيادى به عنوان يك امرى كه به طور قطع در آينده صورت خواهد گرفت ذكر مىكند.از آن جمله است اين آيه:
ادامه مطلب [ ] [ 20:14 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
«خامنهای خمینی دیگر است»؛ این شعار را خدا در دهان ما گذاشته چون فقط حرف خداست که دروغ نیست. زدن این حرفها بقول سید شهیدان اهل قلم شجاعتی میخواهد که با عقل و عقل اندیشی و حتی ژورنالیسم جور در نمیآید چرا که قلم ما در فضای بیاعتقاد و ملحد سایبر که ریشه اُس الاساس معتقدات ما یعنی ولایت را میبرد میچسباند به دیکتاتوری، مظلوم است. اما در عین مظلومیت و گمنامی، ما هم مثل آوینی یقین کردهایم که خدا لوح و قلم تاریخ را به حزبالله سپرده. همه شعارهای انقلاب را، خدا در دهان ما گذاشته چون فقط حرف خداست که دروغ نیست. «اینهمه لشکر آمده - به عشق رهبر آمده»؛ والله فقط به عشق رهبر است که مردم برای نماز جمعه، ساعت ۸ صبح میروند دانشگاه تهران. «خامنهای خمینی دیگر است» و از این جمعهای که گذشت، خامنهای صد خمینی دیگر است چون اسرائیل از خامنهای بیشتر از خمینی میترسد! اسرائیل فهم ندارد که بفهمد خامنهای (روحی فداه) ولی فقیه است و له الولایة المحمدیة. اما این را میتواند بفهمد که خمینی موشک شهاب و سجیل نداشت که خامنهای آنها را هم دارد!! اسرائیل نمیداند که دست عزت خدا در زمان غیبت از آستین ولی فقیه بیرون میآید ولی این را میداند که سید حسن نصرالله را ولی فقیه پرورانده؛ اگر سید حسن نصرالله با پنج هزار تا بچه بسیجی حزباللهی باد نخوت ماشین جنگی اسرائیل را خالی کرد، خامنهای با پنج میلیون بسیجی که با سید حسن میشود پنج میلیون و یکی - آن پنج هزار ملائکه نصرت را حساب نمیکنیم حالا! - اگر دست به سلاح ببرد معرکهای میشود که آن ۳۳ روز، نزدش غبار مشق شمشیر کودکان محسوب میشود!
ادامه مطلب [ ] [ 20:16 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
فجرسی وسه و تقارن آن با آغاز امامت امام زمان مبارک باد
![]() [ ] [ 19:45 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
سلام آقاجون! من چهارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده. مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه! این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه. امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم. بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه. منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری. تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده مخصوصا برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره... من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم. آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد. بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه! بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم اما اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود. اگه ده شب هم کار می کرد عین خیالش نبود. فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم ، می گفت چشب پسرم ،چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. اما بابام میگه بزار بزرگتر بشی اونوقت برات می خرم. اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...!
برچسبها: شهدا [ ] [ 7:55 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
تا به حال فکر کردهای چرا شیعیان، سابقهای هزار ساله برای عزاداری سیدالشهداء دارند و همچنان هم بر این عزاداریهای سنتی تکیه میکنند؟هیئت یعنی یک سازمان! تعجب نکنید؛ هیئت یک سازمان مذهبی است. در یک سازمان، همه سمتها و وظیفهها مشخص است؛ یک نفر رئیس است. یک یا چند نفر در قسمت آبدارخانه کار میکنند؛ نگهبانی دارد و ... هیئت نیز یک مدیر دارد؛ یک نفر مسئول تدارکات و پشتیبانی است و به اصطلاح هیچکس را بیچایی نمیگذارد! یک نفر مسئول کفشهاست و به تازهواردین خوشامد میگوید؛ مداح و میاندار دارند و در نهایت، کلی عزادار؛ که زنجیر و سینه میزنند و گوش به فرمان نوحهخوان و روحانی خود هستند.حالا به نظر شما اینها فقط به خاطر این است که به خاطر یک واقعه ثابت اشک بریزیم و به سر و روی خودمان بزنیم؟ این همه تشکیلات، فقط برای همین؟ خوب این که نیاز به سازمان ندارد و هر کس در خانهاش میتواند یک کتاب لهوف بردارد و بخواند و ضجه بزند و عزاداری کند!تا به حال دقت کردهاید چرا دشمن، سعی دارد بیشترین انحرافات را وارد هیئتها کند؟ چرا بعضی از عزاداریها اینقدر خوفناک و وحشتانگیز است؟ چرا بعضی از مداحیها بیشتر شبیه آهنگ رقص است؟ چرا بعضی اشعار مرثیهها این قدر سخیف است؟ چرا...؟خوب اگر در هیئت فقط قرار است گریه کنیم و به یاد کشته شدن پسر فاطمه زهراعلیها السلام، بر سر و روی خود بزنیم، این کارها برای چیست؟ این همه هزینه برای به ابتذال کشاندن آن، چه معنی دارد؟به جاهای خوبی داریم میرسیم! هیئت یعنی تمرین سازماندهی برای یک کار بزرگ! یعنی من که به هیئت میروم، میدانم الان هم جنگ ادامه دارد و تا زمانی که عدل جهانی برپا شود، این جنگ ادامه خواهد داشت. پس سعی میکنم نقش خودم را در این سازمان کوچک بشناسم؛ بصیرتم را با سخنرانی حاج آقای منبری بالا ببرم و هیجان و احساس دینیام را با عزاداری تقویت کنم تا سلول سلول بدنم برای کار مهمی که بهخاطر آن به هیئت میروم، آماده باشد ظهور حضرت حجتعجل الله تعالی فرجه الشریف.اگر آقا بیاید و ما توجیه نباشیم که او کیست و قرار است چه کار کند، طبیعی است که نمیتوانیم یاوریاش را بکنیم و حداقل این است که یاوری، جاهل و خرابکار و حتی از دشمن دانا، خطرناکتر خواهیم بود! اگر آقا بیاید و ما وظیفه خود را ندانیم، به جای سربازی در صفوف منظم، عاملی خواهیم بود برای هرج و مرج بیشتر. اگر آقا بیاید و گوش به فرمان بودن را یاد نگرفته باشیم، آقا هر چه بگوید، برایش دلیل میخواهیم و تا او بخواهد دلایل را برایمان روشن کند، کار از کار گذشته و... . خوب ما باید این سربازی را کجا تمرین کنیم؟ در هیئت! حالا میفهمیم چرا هیئتها نوک پیکان حمله به دشمن است. هیئتی که در آن بویی از سربازی و انتظار نباشد، هیئت نیست. خودمان را گول نزنیم؛ مقاومت و ایستادگی سخت است؛ ولی افتخاری جاودان از خود باقی میگذارد. از این به بعد هر گاه خواستی به هیئت بروی، نقش سازمانی خودت را در زمان ظهور، مد نظر بگیر و با «ذکر یا مهدی» وارد مجلس روضه سیدالشهداعلیه السلامشو. برچسبها: دانستنی های بچه هیئتی [ ] [ 18:49 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
[ ] [ 21:9 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
حق امام زمان ( عليه السلام ) بر همه بندگان خدا و به ويژه بر شيعيان، حق حيات است. حق هدايت است. حقي نيست كه بتوان آن را با معياري سنجيد و ارزش گذاري كرد. حقي نيست كه بتوان آن را با دنيا و هر چه در آن است مقايسه كرد. با اين همه در برخي توقيعات مباركه و دعاها و زيارات شريفه، سخن از حقوق امام زمان ( عليه السلام ) به ميان آمده است. اين حقوق بدون ترديد، رعايت حق امامت او، شناخت و مواظبت بر اطاعت او، نرنجانيدن قلب مبارك او، پاسداري از آرمان هاي او، مجاهدت در راه دفاع از او، و جان نثاري در راه تحقق خواسته هاي او است. در راستاي اداي حقوق امام زمان ( عليه السلام ) بايد در راه دفاع از ارزش هاي ولايت از مال و امكانات و توانايي ها مايه گذاشت؛ و بالاتر از آن در راه مبارزه با شيطان و خواسته هاي نفساني، از لذتها، از خوشيها و از آرزوها صرف نظر كرد؛ و در مقابل وسوسه هاي مستمر شيطان و جاذبه هاي پيوسته گناه و فريبندگي نيرومند گناه، مقاومتي سخت و طولاني داشت. «وَ اَعِنَّا عَلي تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ اِلَيْه؛ خداوندا! ما را در اداي حقوق او ياري فرما». ( - دعاي ندبه. ) با چنين ديدگاهي، اگر سخن از پرداخت حقوق شرعيه امام زمان ( عليه السلام ) و برخي وجوهات مادّي نيز به ميان مي آيد، بايد آن را در همين راستا بررسي كرد؛ چنانكه خود آن بزرگوار در توقيعي فرمود: «اِنَّهُ مَنْ اِتَّقي رَبَّهُ ... وَ اَخْرَجَ مِمَّا عَلَيْهِ اِلي مُسْتَحِقيهِ كانَ آمِناً فِي الْفِتْنَةِ الْمُبْطِلَةِ؛ همانا هر كس تقواي پروردگارش را پيشه كند و از آنچه كه به عنوان ( - بحارالانوار / ج 53 / ص 76 / ح 8 / نامه امام زمان ( عليه السلام ) به شيخ مفيد. ) حقوق شرعيه - خمس و زكات - بر عهده دارد به مستحقانش بپردازد، از فتنه هاي باطل كننده دين و دنيا در امان خواهد بود». سخن در باب وجوب اداي چنين حقوقي اين نيست كه امام زمان ( عليه السلام ) چه بهره اي از آن مي برد، بلكه سخن از اين است كه شيعه حق شناس، در راستاي حفظ دين و ايمان خويش، چه منفعتي برايش حاصل مي آيد. [ ] [ 7:26 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
خرالزمان» اصطلاحي است که طي سالهاي اخير بارها شنيدهايم و هر چه پيش ميرويم بر کاربرد آن افزوده ميشود. گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شيعه است و ريشه در تفکر اسلامي دارد اما منحصر به مسلمانان نيست و معادلهاي اين کلمه، در اديان ديگر کاربرد وسيع و متنوعي دارد. حتي در مکاتب و مباحث سياسي غير ديني نيز بحثهاي متعددي راجع به آن صورت گرفته است. آنچه که در بين تمامي اديان و حتي مکاتب غير ديني راجع به «آخرالزمان» مشترک است، اشاره به مقطعي از تاريخ انسان است که در آن، بشر به عاليترين برنامه و اسلوب اداره زندگي اجتماعي دست يافته و به وسيله آن فصل نويني از همزيستي متعالي توأم با صلح، آرامش، عدالت و رفاه جهاني را آغاز ميکند. تأکيد اديان و فرهنگهاي متأثر از آن بر اجتماع انسانها در قالب «مدينه فاضله»، «آرمانشهر»، «شهر سالم»، «اورشليم»، «اتوپيا» و... دقيقاً مبتني بر همين اعتقاد است. البته يکي از وجوه تمايز اعتقاد به آرمانشهر و جامعه موعود بر پايه اديان الهي با اعتقاد به اين موضوع بر پايه مکاتب دستساز بشر (مکاتب اومانيستي)، ديدگاههاي ارائه شده در زمينه ريشه تأسيس چنين جامعهاي است. پيروان اديان آسماني، ريشه آن را در «ظهور منجي آخرالزمان» ميدانند و پيروان ايسمهاي منحرف غير ديني، آن را ثمره سير تکاملي جوامع انساني دانسته و پايان تاريخ مينامند. [1] . به هر حال آنچه مسلم و انکارناپذير است، انتظار تمام عالم براي فرا رسيدن روز موعود و نجات انسان از پليديها و زشتيها و آغاز حکومت صالحان بر کره خاکي است و البته مترقيترين، کاملترين و صحيحترين باور، اعتقاد آخرالزماني شيعه مبني بر ظهور امام دوازدهم (ع)، حجت غايب، حضرت ولياللَّهالاعظم، ارواحنا فداه، ميباشد. شيعيان براساس وعدههاي داده شده از سوي رسول اکرم (ص) و ائمه طاهرين (ع) منتظر تحقق موعد قيام و ظهور قائم آل محمد (ع) هستند و براي اين انتظار نيز تکاليف و وظايفي دارند. فرهنگ انتظار طي قرون گذشته، نيروي محرکه خيزشهاي بزرگ عدالتخواهانه و ظلم ستيز بوده که قيام شکوهمند امام راحل (ره) را ميتوان آخرين آن ناميد. از سوي ديگر روايات و متون متعدد، نشانههاي مختلفي را براي مشخص نمودن احوالات آخرالزمان و اشاره به عصر ظهور ذکر کردهاند که اين بخش، هميشه مورد توجه خاص و عام بوده است. در سالهاي اخير مباحث پيرامون فرا رسيدن دوره آخرالزمان در ميان پيروان اديان مختلف رشد چشمگيري يافته که اعتقاد به رجعت و ظهور مسيح در سال 2000 ميلادي در ميان برخي از فرق مسيحي، از آن جمله بود. همچنين اعتقادات بحثانگيز مسيحيان انجيلي (مسيحيان صهيونيست و يهوديان درباره آخرالزمان و طرح تفکرات جنجالي همچون نبرد آرماگدون (هرمجدون)، تخريب مسجدالاقصي و... از اين دست است. ارائه عجولانه نظريههايي همچون پايان تاريخ، به منظور منحرف نمودن تفکر فطري منجي خواهي نيز دليل بر رشد همين باور ارزيابي ميشود. البته هدف اين نوشتار پرداختن به اين دسته از مطالب نيست و واشکافي آنها نياز به مباحث مشروح جداگانهاي دارد، اما توجه به موارد ياد شده لازم است، تا بدانيم احساس فرا رسيدن آخرالزمان در تمام اديان شکل گرفته است. آنچه در اينجا مورد توجه است، باور نزديک بودن تحقق وعده ظهور مهدي موعود (ع)، در بين اکثريت شيعيان و محبين خاندان عترت (ع) است. شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر اين امر دارند که اين مسئله از حد يک آرزو و اميد صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدي در حال فرا رسيدن و محقق شدن است. انشاءاللَّه. ادامه مطلب [ ] [ 7:28 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
آزادي در مقابل بردگي، اصطلاحي حقوقي و اجتماعي است، امّا «آزادگي» برتر از آزادي است و نوعي حريّت انساني و رهايي انسان از قيد و بندهاي ذلّت آور و حقارت بار است. تعلّقات و پايبنديهاي انسان به دنيا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و... در مسير آزادي روح او، مانع ايجاد ميكند. اسارت در برابر تمنّيات نفساني و علقههاي مادّي،نشانة ضعف ارادة بشري است.
وقتي كمال و ارزش انسان به روح بلند و همّت عالي و خصال نيكوست، خود را به دنيا و شهوات فروختن، نوعي پذيرش حقارت است و خود را ارزان فروختن.
علي ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: «اَلا حُرُّ يَدَعُ هذِهِ اللّماظَةَ لِأهْلِها؟ اِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ اِلاَّ الْجَنَّةُ فَلا تبيعُوها اِلاّ بِها.»(1) آيا هيچ آزادهاي نيست كه اين نميخورده (دنيا) را براي اهلش واگذارد؟ يقيناً بهاي وجود شما چيزي جز بهشت نيست، پس خود را جز به بهشت نفروشيد. آزادي در آن است كه انسان كرامت و شرافت خويش را بشناسد و تن به پستي و ذلّت و حقارت نفس و اسارت دنيا و زير پا نهادن ارشهاي انساني ندهد. در پيچ و خمها و فراز و نشيبهاي زندگي، گاهي صحنههايي پيش ميآيد كه انسانها به خاطر رسيدن به دنيا يا حفظ آنچه دارند يا تأمين تمنيّات و خواستهها يا چند روز زنده ماندن، هرگونه حقارت و اسارت را ميپذيرند. امّا احرار و آزادگان، گاهي با ايثار جان هم، بهاي «آزادگي» را ميپردازند و تن به ذلّت نميدهند. امام حسين ـ عليه السّلام ـ فرمود: «مَوْتٌ في عِزٍّ خَيْرٌ من حياةٍ في ذُلٍّ»(2) مرگ با عزت بهتر از حيات ذليلانه است. اين نگرش به زندگي، ويژة آزادگان است. نهضت عاشورا جلوة بارزي از آزادگي در مورد امام حسين ـ عليه السّلام ـ و خاندان و ياران شهيد اوست و اگر آزادگي نبود. امام تن به بيعت ميداد و كشته نميشد. وقتي ميخواستند به زور از آن حضرت بيعت به نفع يزيد بگيرند، زير بار نرفت. منطقش اين بود كه: «لا وَ اللهِ لا اُعْطيهم بِيَدي اِعْطاءَ الذّليلِ و لا اُقِرُّ اِقرارَ العبيد»(3) نه به خدا سوگند، نه دست ذلّت به آنان ميدهم و نه چون بردگان تسليم حكومت آنان ميشوم. صحنة كربلا نيز جلوة ديگري از اين آزادگي بود كه از ميان دو امر شمشير يا ذلّت، مرگ با افتخار را پذيرفت و به استقبال شمشيرهاي دشمن رفت و فرمود: «اَلا و انَّ الدَّعِيَّ بْنَ الدَّعِيَ قَدْرَ كَزَني بَيْنَ الثْنَتَيْنِ: بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»(4)
در نبرد روز عاشورا نيز، هنگام حمله به صفوف دشمن اين رجز را ميخواند: مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است. (5)
روح آزادگي امام، سبب شد حتي در آن حال كه مجروح بر زمين افتاده بود نسبت به تصميم سپاه دشمن براي حمله به خيمههاي زنان و فرزندان، برآشوبد و آنان را به آزادگي دعوت كند: «ان لَم يَكُن لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الُمَعادَ فَكُونُوا اَحْراراً في دُنْياكُمْ»(6)
گر شما را به جهان بينش و آييني نيست لااقل مردم آزاده به دنيا باشيد فرهنگ آزادگي در ياران امام و شهداي كربلا نيز بود. حتّي مسلم بن عقيل پيشاهنگ نهضت حسيني در كوفه نيز، هنگام رويارويي با سپاه ابن زياد رجز زير را ميخواند و ميجنگيد: هر چند كه مرگ را چيز ناخوشايندي ميبينم. ولي سوگند خوردهام كه جز با آزادگي كشته نشوم. (7)
جالب اينجاست كه همين شعار و رجز را عبدالله، پسر مسلم بن عقيل، در روز عاشورا هنگام نبرد در ميدان كربلا ميخواند.(8) اين نشاندهندة پيوند فكري و مرامي اين خانواده براساس آزادگي است. دو شهيد ديگر از طايفة غفار، به نامهاي عبدالله و عبدالرحمان، فرزندان عروه، در رجزي كه در روز عاشورا ميخواندند، مردم را به دفاع از «فرزندان آزادگان» ميخواندند. و با اين عنوان، از آل پيامبر ياد ميكردند: «يا قوم ذودوا عَن بنيِ الأحرار...»(9) مصداق بارز ديگري از اين حريّت و آزادگي. حرّ بن يزيد رياحي بود. آزادگي او سبب شد كه به خاطر دنيا و رياست آن، خود را جهنمي نكند. و بهشت را در ساية شهادت خريدار شود. توبه كرد و از سپاه ابن زياد جدا شد. به حسين ـ عليه السّلام ـ پيوست و صبح عاشورا در نبردي دلاورانه به شهادت رسيد. وقتي حرّ نزد امام حسين ـ عليه السّلام ـ آمد، يكي از اصحاب حضرت، با اشعاري مقام آزادي و حريّت او را ستود:
چون به شهادت رسيد، سيّدالشهدا ـ عليه السّلام ـ بر بالين او حضور يافت و او را حرّ و آزاده خطاب كرد و فرمود: همانگونه كه مادرت نام تو را حرّ گذاشته است، آزاده و سعادتمندي، در دنيا و آخرت: «اَنْتَ حُرُّ كَما سَمَّتكَ اُمُّكَ، وَ اَنْتَ حرُّ فِي الدُّنْيا وَ اَنتَ حُرُّ فِي الآخَرة».(11) اگر آزاديخواهان و آزادگان جهان، در راه استقلال و رهايي از ستم و طاغوتها ميجنگند و الگويشان قهرمانيهاي شهداي كربلاست، در ساية همين درس «آزادگي» است كه ارمغان عاشورا براي هميشة تاريخ است. انسانهاي آزاده، در لحظات حساس و دشوار انتخاب، مرگ سرخ و مبارزه خونين را بر ميگزينند و فداكارانه جان ميبازند تا به سعادت شهادت برسند و جامعة خود را آزاد كنند.
پی نوشتها :
1. نهجالبلاغه، صبحي صالحي، حكمت 456. 2. مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68. 3. موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 421. 4. لهوف، سيد بن طاووس، ص 57. 5. كشف الغمّه، اربلي، ج 2، ص 32. 6. بحارالانوار، ج 44، ص 51. 7. بحارالانوار، ج 44، ص 352. 8. همان. 9. وقعة الطّف، ص 234. 10. ارشاد، شيخ مفيد (چاپ كنگره جهاني شيخ مفيد)، ج 2، ص 100. 11. بحارالانوار، ج 45، ص 14، وقعة الطّف، ص 215.
برچسبها: بصیرت [ ] [ 8:36 ] [ منتظران صبح ظهور ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : منتظر ] [ Weblog Themes By : farahmandyan.blogfa.com ] | ||